بخش ۹۷ - پیدا کردن علاج غفلت و نادانی
بدان که بیشتر خلق که محبوب اند به سبب غفلت اند و همانا که از صد نود و نه از این باشد. و معنی این غفلت آن است که از کار آخرت خبر ندارند و اگر خبر دارندی تقصیر نکردندی که آدمی را چنان آفرید اند که چون خطر بیند حذر کند اگرچه به رنج بسیار حاجت آید، ولیکن این خطر به نور نبوت بتوان دید یا به منادی نبوت که به دیگران رسد. یا به منادی علما که ورثه انبیایند. هرکه بر سر راه خفته ماند وی را هیچ علاج نبود جز آن که بیداری مشفق فرا وی رسد و وی را بیدار کند و این بیدار مشفق پیغمبر است و نایبان وی و علمای دین و همه انبیا را بدین فرستاده اند، چنان که حق تعالی همی گوید: «لتنذر قوما ما انذر آباوهم فهم غافلون» و گفت، «لتنذر قوما ما اتیهم من نذیر من قبلک» همی گوید، «تو را که محمدی بدان فرستادیم تا خلق را از خواب غفلت بیدار کنی و فرا همه بگوئی که «ان الانسان لفی خسر» همه را بر کنار دوزخ آفریده اند. فاما من طغی و اثر الحیوه الدنیا فان الجحیم هی الماوی، و اما من خاف مقام ربه مقام ربه نهی النفس عن الهوی، فان الجنه هی الماوی. هرکه روی به دنیا آورد و از پی هوا فرا شدن گیرد به دوزخ افتاد که مثل هوای وی چون حصیری است به سر چاه دوزخ فراکرده. هرکه بر حصیر برود لابد اندر چاه افتد و هرکه شهوت را خلاف کرد به بهشت افتاد. و مثل شهوت چون عقبه ای است بر راه بهشت که هرکه از وی اندر گذشت لابد به بهشت رسد.
و از این گفت صاحب شرع (ع)، «خفت الجنه بالمکاره و خفت النار بالشهوات» پس هرکه از خلق که اندر بادیه است چون عرب و ترک و کرد و امثال این قوم که اندر میان ایشان علمانه اند، اندر خواب غفلت بماندند که کس ایشان را بیدار نکرد، خود از خطر آخرت بی خبرند بدان سبب راه نمی روند و هرکه اندر روستاهایند همچنین که عالم اندر میانه ایشان کمتر باشد که روستا چون گور است. چنان که اندر خبر است، «اهل الکفور هم اهل القبور» و هرکه اندر شهری است که اندر وی عالم و واعظ بر منبر سخنگوی نیست و یا عالم آن شهر به دنیا مشغول است و به مصیبت دین مشغول نیست، هم اندر غفلت بماندند که این عالم نیز غافل و خفته است، دیگری را چون بیدار کند؟
و اگر عالم شهری بر منبر همی رود و مجلس همی گوید چنان که عادت مذکران بی حاصل است سجعی و طاماتی و نکته ای و وعده رحمتی و عشوه ای همی دهد که مردمان را گمانی افتد به هر صفت باشند، رحمت ایشان را اندر خواهد یافت، حال این قوم از حال غافلان بترشد و مثل وی چون خفته ای است بر سر راه که کسی وی را بیدار کند و شرابی فراوی دهد که مست شود و بیفتد. این مدبر پیش از این چنان بود که آسان بیدار شدی به هر آوازی که بشنیدی، اکنون چنان شد که گر پنجاه لگد بر سر وی زنند آگاهی نیابد. و هر عامی که در چنین مجلسی بنشیند بدین صفت شد که نیز خطر آخرت اندر دل وی فرو نیاید و هرچه با وی گویی گوید، «ای مرد! خدای کریم و رحیم است و از گناه من وی را چه زیان؟ و بهشت فراخ از آن است که ما را اندر آن جای بود».
و امثال این ترهات اندر دماغ ایشان بروید و مثل وی چون طبیبی بود که بیمار را که اندر حرارت بر خطر هلاک است انگبین دهد و گوید انگبین شفاست. انگبین کسی را شفاست که علت سردی بود و آیات و اخبار رجا و امید خدای تعالی شفاست دو بیمار را و بس: یکی آن که چندان معصیت کرده باشد که نومید شده بود و از نومیدی توبه نکند و گوید توبه من هرگز نپذیرد، این وی را شفاست که گفت، «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله» به شرط آن که آن آیت که بدین پیوسته است برخوانی، «و انیبواالی ربکم و اسلمواله من قبل ان یاتیکم العذاب ثم لا تنصرون» با وی بگو نومید مشو که حق تعالی گناهان بیامرزد چون بازگردی و توبه کنی واحسن ما انزل را اتباع کنی.
و بیمار دیگر کسی بود که خوف بر وی غالب بود چنان که هیچ از عبادت نیاساید و بیم آن بود که خود را از جهد بسیار هلاک کند که به شب هیچ نخسبد و طعام اندک مایه خورد و امثال این. وی را به آیات رجا مرهم باشد. اما چون این با غلافان و دلیران گویی چون نمک بود که بر سوخته کرده باشند که علت زیادت کند و چنان که طبیب حرارت را به انگبین علاج کرده باشد و اندر خون بیماری شده، این عالم همچنان اندر خون دین مردمان باشد و رفیق دجال بود و مدد ابلیس بود.
و اندر هر شهری که عالمی چنین بود. ابلیس در چنان شهر نشود که خود وی نیابت دارد. اما اگر سخن واعظ به شرط شرع و تخویف و انذار بود، لیکن سیرت وی مخالف گفتار بود و بر دنیا حریص باشد، غفلت مردمان هم به سخن وی برنخیزد و مثل وی چون کسی بود که طبق لوزینه اندر پیش گیرد و همی خورد و فریاد همی کند که این مردمان زنهار هیچ کس گرد این مگردید که پرزهر است. این سبب آن شود که مردمان بر آن حریص شوند و گویند این از آن همی گوید تا همه وی را باشد و هیچ کس بر وی زحمت نکند. اما چون کردار و گفتار هردو به شرط بود و از جنس گفتار و سیرت سلف باشد، غافلان به قول وی از خواب غفلت بیدار شوند اگر وی را قبولی باشد اندر میان خلق، اما اگر قبول نباشد و یا گروهی سخن همی نشنوند و گروهی حاضر نیایند، و اندر آن غفلت بمانند، واجب باشد که چندان که تواند از پس ایشان فراشود و به خانه ایشان همی شود و دعوت همی کند.
پس از این معلوم شد که خلق از هزار نهصد و نود و نه اندر حجاب غفلت اند و از خطر کار آخرت بی خبرند. و غفلت علتی است که علاج به دست بیمار نیست چه غافل را از غفلت خود خبر نبود، علاج آن چون جوید؟ پس علاج آن به دست علماست. چنان که کودک که از خواب غفلت بیدار شود به قول پدر و مادر و معلم شود، مردمان به قول واعظان و عالمان بیدار شوند. و چون چنین عالم و واعظ عزیز شده اند لاجرم بیناری مزمن شده است و خلق اندر حجاب غفلت بمانده اند و اگر حدیث آخرت گویند به سر زبان گویند و بر طبق رسم گویند و باطن ایشان از درد این معصیت و هراس این خطر بی خبر بود، و اندر این هیچ منفعت نباشد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی وضعیت غفلت مردم از کار آخرت و اهمیت بیداری آنها توسط پیامبران و علمای دین میپردازد. نویسنده میگوید که بیشتر مردم، به ویژه در میان قبیلهها و روستاها، به دلیل غفلت از خطرات آخرت بیدار نیستند و از آنچه در انتظار آنهاست بیخبرند. او تأکید میکند که برای بیدار کردن این غافلان، وجود افرادی چون پیامبران و علمای دین که میتوانند warnings الهی را منتقل کنند، ضروری است.
او همچنین به دو دسته از انسانها اشاره میکند: یک دسته که به دلیل معصیت خود ناامید شدهاند و دستهای دیگر که در ترس از نافرمانی خداوند قرار دارند. برای دسته اول، امید و توبه پیشنهاد میشود و برای دسته دوم، ترغیب به عبادت و پرهیز از شهوات.
نویسنده نتیجه میسازد که غفلت عاملی است که بسیاری از افراد را از حقیقت زندگی و آتش جهنم دور نگه میدارد و تنها با تلاش علمی و یادآوریهای دینی میتوان آنها را بیدار کرد. علمای دین باید به مردم نزدیک شوند و آنها را از خواب غفلت بیدار نمایند تا از عواقب اعمالشان آگاه شوند. در نهایت، او تصریح میکند که غفلت ۹۹% مردم از خطر کار آخرت مشکل بزرگی است که نیاز به توجه و اقدام دارد.
هوش مصنوعی: بیشتر افرادی که محبوبیت دارند، به دلیل غفلتی که دارند، این محبوبیت را بدست آوردهاند و معمولاً نود و نه درصد از این افراد در همین وضعیت هستند. غفلت به این معنی است که این افراد از امور آخرت آگاهی ندارند و اگر هم بدانند، به اشتباهات خود توجهی نمیکنند. انسان به گونهای آفریده شده که وقتی خطر را احساس کند، باید از آن دوری کند، حتی اگر به زحمت بیفتد. این خطر را میتوان از طریق نور نبوت یا پیامآوران الهی که به دیگران آگاهی میرسانند، مشاهده کرد. همچنین، علمای دین که وارثان پیامبران هستند، میتوانند افراد را بیدار کنند. کسی که در خواب غفلت بماند، جز بیداری از سوی یک مشفق راهی ندارد و این بیدار کردن، کار پیامبران و نمایندگان آنهاست. خداوند میفرماید که تو را به عنوان پیامبر فرستادهایم تا مردم را از خواب غفلت بیدار کنی. در کلام او آمده است که انسان در خسران است و هر کسی که به دنیا روی آورد و به دنبال هوس برود، به جهنم خواهد افتاد. اما آن کس که از مقام پروردگار خود بترسد و نفس خود را از هوا بازدارد، به بهشت خواهد رفت. بنابراین، سنگینی هوسها مانند مانعی بر سر راه رسیدن به بهشت است و کسی که از آن عبور کند، به بهشت راه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در این متن بیان شده است که ورود به بهشت با تحمل سختیها و مشقات همراه است، و ورود به آتش جهنم از طریق دلبستگیها و شهوات انجام میشود. نویسنده به وضعیت افرادی اشاره میکند که در مناطق دورافتاده مانند بادیهها (علفزارها) زندگی میکنند و اطلاعات کمتری دارند. این افراد معمولاً در خواب غفلت به سر میبرند و از خطرات عاقبت کار خود بیخبرند. در مناطقی که عالم و دانشمندی در میان آنها نیست، مانند روستاها که به نوعی شبیه گورستانها هستند، وضعیت مشابهی وجود دارد. همچنین در شهرهایی که علما مشغول امور دنیوی هستند و توجه کمتری به دین دارند، مردم نیز در غفلت و بیخبری میمانند. در نهایت، سؤال این است که اگر عالم خود به خواب غفلت رفته باشد، چگونه میتواند دیگران را بیدار کند؟
هوش مصنوعی: اگر عالم یا دانشمندی بر منبر صحبت کند و سخنانی بیمحتوا و تکراری بگوید، همانند آن است که در مجلس به مردم وعدههایی بیپایه میدهد که موجب میشود آنها به نوعی امیدواری نسبت به رحمت خدا پیدا کنند. در این میان، این افراد حالتی شبیه به کسانی پیدا میکنند که در خواب عمیقند و هیچ چیز آنها را بیدار نمیکند. این شخص قبلتر آسانتر بیدار میشد، اما اکنون حتی اگر چند بار روی سرش لگد بزنند، به هیچ عنوان متوجه نخواهد شد. هر فرد عادی که در چنین مجلسی شرکت کند، به این حالت دچار میشود که دیگر به فکر عواقب اعمالش نخواهد بود و به راحتی هر چیزی که به او گفته میشود را رد میکند و میگوید: «چرا باید نگران عواقب گناهان خود باشم، در حالی که خداوند بخشنده و رحیم است و بهشت وسیع است؟»
هوش مصنوعی: این متن به انتقاد از کسانی میپردازد که به جای درمان واقعی، تنها مسکنهای موقت و بیاثر به افرادی که در مشکل و گرفتاری هستند میدهند. شخصی به عنوان مثال مطرح میشود که مانند دکتری است که به بیمار خود عسل میدهد و میگوید که عسل درمان است، در حالیکه بیمار به بیماریهای جدیتری مبتلاست. در اینجا، دو نوع بیماری بیان میشود: یکی بیماری روحی و ناامیدی که انسان را در برابر گناهانش منفعل نگه میدارد و دیگری بیماربودن به خاطر طولانی شدن معاصی بدون توبه. به این بیماران امید داده میشود که خداوند بخشنده و رحیم است و هر کس که به درگاه او بازگردد و توبه کند، مورد رحمت قرار میگیرد. در نهایت، تکیه بر این است که امید و انابه به خداوند میتواند شفابخش باشد.
هوش مصنوعی: بیمار دیگری بود که به شدت از خوف رنج میبرد و به قدری نگران بود که از عبادت دست نمیکشید و میترسید که به خاطر تلاش زیاد، خود را نابود کند. او در شبها نمیتوانست بخوابد و مقدار کمی غذا میخورد. برای او، آیات امید و آرامش بود. اما این موضوع مانند نمکی بود که بر زخمهای سوخته قرار گرفته باشد و فقط باعث تشدید مشکل میشود. مانند این است که پزشک بخواهد حرارت را با شیرینی درمان کند و در حالی که بیماری در خون وجود دارد، این شخص مانند عامل فساد در دین مردم و همراه دجال است و به ابلیس کمک میکند.
هوش مصنوعی: اگر در هر شهری عالمی وجود داشته باشد، شیطان به آن شهر نفوذ نمیکند، مگر اینکه خود او در آنجا مقامی داشته باشد. اما اگر سخنان واعظ به طور شرعی و به منظور هشدار و ترساندن باشد، در حالی که رفتار او با سخنانش تناقض داشته باشد و بسیار به دنیا علاقهمند باشد، مردم به سخنان او توجه نخواهند کرد. او مانند کسی است که در برابر مردم در حال تبلیغ خطر یک غذای سمی است، در حالی که خود در حال خوردن آن غذاست. این باعث میشود مردم به او جذب شده و فکر کنند که او فقط به خودش فکر میکند و کسی نمیتواند به او آسیب برساند. اما اگر رفتار و گفتار او هر دو مطابق باشد و با سیره پیشینیان همخوانی داشته باشد، غافلان از خواب غفلت بیدار خواهند شد؛ اگر او در بین مردم پذیرش داشته باشد. اگر او مورد پذیرش نباشد و گروهی به سخنان او گوش ندهند و دیگران نیز حاضر نشوند، لازم است که او هر چه میتواند برای دسترسی به آنها تلاش کند و به خانههایشان برود و آنها را دعوت کند.
هوش مصنوعی: پس از مدتی مشخص شد که مردم در حالت نادانی و غفلت به سر میبرند و از خطرات آخرت بیخبر هستند. غفلت مشکل بزرگی است که خود فرد نمیتواند آن را درمان کند، زیرا غافل از غفلت خود بیخبر است و نمیداند چگونه باید به آن رسیدگی کند. بنابراین، درمان غفلت به دست دانشمندان و عالمان است. مانند کودکی که وقتی از خواب بیدار میشود، با راهنمایی والدین و معلمانش متوجه میشود. انسانها نیز باید با enseñamientos وعاظ و عالمان بیدار شوند. اما با این حال، فعلاً عالمان و واعظان در جامعه بهقدری مورد توجه قرار گرفتهاند که مردم همچنان در غفلت باقی ماندهاند. اگر هم در مورد آخرت صحبت شود، فقط بهطور ظاهری و سطحی است و در واقع درون مردم از عواقب معصیت و خطرات آن غافل است و این وضعیت هیچ فایدهای نخواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.