گمان نیکو بردن به خویشتن.
بدان که هرکه از سعادت آخرت محروم ماند از آن بود که راه نرفت و هرکه راه نرفت از آن بود که یا ندانست و یا نتوانست و هر که نتوانست از آن بود که اسیر شهوت بود و با شهوت خود برنیامد و هرکه ندانست از آن بود که یا غافل بود و بی خبر بود یا راه گم کرد. با هم اندر راه به نوعی از پندار از راه بیفتاد.
اما آن شقاوت که از ناتوانستن خیزد شرح کردیم و مثل این قوم چنان بود که کسی را راهی بباید رفت. و بر راه عقبه های تنک و دشوار است و وی ضعیف بود و عقبه نتواند گذاشت و هلاک شود. و عقبات این راه چون شهوت جاه است و شهوت مال و شهوت شکم و فرج است و این شهوات که گفتیم کس باشد که یک عقبه بگذارد و اندر دوم عاجز آید، کس بود که دو بگذارد و اندر سوم عاجز آید و همچنین تا همه عقبات بازپس پشت نه افکند به مقصد نرسد. اما شقاوت که به سبب نادانستن است از سه جنس است: یکی غفلت است و بی خبری که آن را نادانی گویند و مثال این چون کسی بود که بر راه خفته ماند و غافله برود، چون کسی وی را بیدار نکند هلاک شود. دوم جنس ضلالت است که آن را گمراهی گویند. و مثل این چون کسی بود که مقصد وی از سوی مشرق بود و روی به جانب مغرب آورد و همی رود و هرچند بیشتر رود دورتر ماند و این ضلال را بعید گویند، اما آنگه از راست و چپ شود و ضلالت بود ولیکن بعید نباشد. اما جنس سوم غرور باشد که آن را فریفتگی و پندار گویند و مثل این چون کسی بود که به حج خواهد رفت وی را در بادیه به زر خالص حاجت بود. هرچه دارد همی فروشد و با زر همی کند ولیکن زر که همی ستاند قلب بود یا مغشوش و وی نداند. همی پندارد که زاد حاصل کرد و مراد بخواهد یافت. چون به بادیه رسد زر عرضه کند هیچ کس اندر وی ننگرد. حسرت و تشویر در دست وی بماند و اندر حق این قوم آمده است، «قل ها انبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون صنعا» گفت، «خاسرترین اندر قیامت کسانی باشند که رنج برده باشند و پندارند که کاری کرده اند. چون نگاه کنند همه غلط کرده باشند. و تقصیر این کس از آن بوده باشد که اول همی بایست که صرافی بیاموختی آنگاه زر ستدی تا خالص از نبهره بشناختی اگر نتوانستی بر صراف عرضه کردی، اگر نتوانستی سنگ زر به دست آوردی. و صراف مثل پیر است و استاد باید که به درجه پیران رسد یا اندر پیش پیری باشد و کار خویش عرضه همی کند. اگر از این هردو عاجز آید سنگ زر شهوت وی است. هرچه را که طبع وی بدان میل کند باید که بداند که باطل است و اندر این نیز غلط افتد ولیکن غالب آن بود که صواب آید پس نادانی اصل اول است اندر شقاوت و این سه جنس است و تفصیل این هرسه و علاج وی فریضه بود به شناختن که اصل نخستین شناختن راه است آنگاه رفتن راه و چون هردو حاصل شود هیچ باقی نماند. و از این بود که ابوبکر رضی الله عنه اندر دعا بر این اقتصار کرد و گفت، «ارنالحق حقا و ارزقنا اتباعه حق بما نما چنان که هست و قدرت و قوت ده تا از پی وی برویم». و ما اندر این اصول که گذشت علاج ناتوانست بگفتیم. اکنون از نادانستن بگوییم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بحث درباره علل محرومیت از سعادت آخرت میپردازد. نویسنده میگوید هر کس به سعادت نرسد، به دلیل نبودن در راه صحیح است. این کمبود در راه یا به دلیل ندانستن است یا ناتوانی. ناتوانی ناشی از اسارت شهوتهاست، در حالی که ندانستن میتواند به خاطر غفلت، گمراهی یا فریبندگی باشد.
نویسنده سه نوع نادانی را توضیح میدهد:
1. **غفلت:** مانند کسی که خواب است و از عقبنشینی غافله مطلع نمیشود.
2. **گمراهی:** مانند کسی که به اشتباه به سمت مخالف مقصد میرود.
3. **فریبندگی:** مانند کسی که به خاطر ندانستن از ارزش واقعی چیزی، تمام دارایی خود را تباه میکند.
در نهایت، شناخت صحیح راه و قدم برداشتن در آن، کلید رهایی از این شقاوتهاست و دعا برای هدایت و توانایی در پیروی از حق به عنوان راهحلی مطرح میشود.
هوش مصنوعی: خود را با دیدی مثبت و خوشبینانه نگاه کردن.
هوش مصنوعی: هر کس از خوشبختی در آخرت محروم بماند، به این دلیل است که راه را نپیموده است. اگر کسی راه را نپیماید، به خاطر این است که یا ندانسته، یا نتوانسته است. کسی که نتوانسته، اسیر تمایلات و هوسهای خود بوده و نتوانسته بر آنها غلبه کند. اما اگر کسی ندانسته، به این دلیل است که یا غافل و بیخبر بوده، یا اینکه مسیر را گم کرده است. در این راستا، برخی افراد به خاطر تصورات نادرست از مسیر خود منحرف شدهاند.
هوش مصنوعی: شقاوت ناشی از ناتوانی را توضیح دادیم. این شقاوت به وضوح به حالتی شبیه است که کسی برای رفتن به مقصدی باید از مسیرهای سخت و دشوار عبور کند. اگر آن شخص قوی نباشد، نمیتواند از این موانع عبور کند و هلاک خواهد شد. این موانع مشابه شهوات مختلفی هستند که انسان را به دام میاندازند، مانند شهوات قدرت، مال، و لذتهای جسمی. برخی افراد ممکن است از یک مانع عبور کنند، اما در عبور از دومی ناتوان بمانند و همینطور تا زمانی که به مقصد نرسند، با موانع مواجه خواهند بود. اما شقاوتی که ناشی از نادانی است، سه نوع میباشد: نوع اول غفلت و بیخبری است که به آن نادانی میگویند. این حالت شبیه به کسی است که بیخبر از مسیرش خوابش برده و کاروان از او میگذرد و اگر کسی او را بیدار نکند، هلاک میشود. نوع دوم ضلالت است که به معنای گمراهی است. مانند کسی که در مسیر اشتباهی حرکت میکند و هرچه بیشتر برود، دورتر میشود، و این نوع ضلالت ممکن است از راست و چپش نیز دربیاید. نوع سوم غرور است که به فریفتگی و پندار معروف است. مثل کسی که برای انجام حج به سفر میرود و همه داراییاش را برای خرید طلا میفروشد، اما در نهایت نمیداند که طلا چیزی نیست و فقط حسرت میماند. آیهای نیز دربارهی این افراد آمده است که نشان میدهد در قیامت کسانی که سختی کشیده و فکر کردهاند کار خوبی انجام دادهاند، از خاسرترینها خواهند بود. آنها در واقع راه را به طور صحیح نشناخته و عمل نادرست کردهاند. در اینجا اشاره شده که نادانی اصلیترین عامل شقاوت است و این سه نوع نادانی باید شناخت شود تا درمان و اصلاح صورت گیرد. به همین دلیل، ابوبکر رضی الله عنه در دعاهای خود بر این موضوع تأکید کرده است که باید حقیقت را بشناسیم و قدرت و توانایی حرکت در مسیر درست را طلب کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.