گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

هر بار ز دیده از تو در تیمارم

تا بهره ز دیدار تو چون بردارم

ای یار چو ماه اگر دهی دیدارم

چون چرخ هزار دیده در وی دارم

عین‌القضات همدانی

خالی‌ست سیه بر آن لبان یارم

مُهری‌ست ز مشک بر شکر، پندارم

گر شاه حبش به جان دهد زنهارم

من بشکنم آن مُهر و شکر بردارم

حمیدالدین بلخی

در دیده نه جز نقش خیالت دارم

هر سو که نگه کنم تویی پندارم

یک باطن پر ز اشتیاقت دارم

پیراهن ماتم فراقت دارم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه