ستوده شمس دین ای صبح لفظت
بمهر از مشرق معنی دمیده
هم از لفظت معانی فخر کرده
هم از معنیت دعوی بگرویده
مقالت همچو اخبارت ستوده
خصالت همچو اخلاقت حمیده
نظیرت ما در ارکان نزاده
ضمیرت پرده ارکان دریده
منور کرده شاه اختران را
فروغ چهره ی تو رای دیده
چنانگشته ز تو گیتی که گردون
بسر پیرامن گیتی دویده
روان در گلشن ارکان نسیمت
بلفظ از روضه ی طبعت وریده؟
جهان در حیز حرمان درختیست
همای همتت زو پر بریده!
قدر قدرا چو پشت آسمان گشت
ز بار منت برّت خمیده
نه گرد از دامن جاهت فشانده
نه بوی از گلبن مدحت شنیده
ز من در دلی بشنو کزین غبن
دل من چون اناری شد کفیده
مرا پوسیده دستاری قدیمست
بالهام و کرامت پروریده
ز گردون کهنه تر بسیار وز چرک
چو از روغن که بر کاغذ چکیده
حذاقت در میانش جای جسته
نحوست در کنارش آرمیده
ز وصفش گوهر معنی شکسته
ز عقدش صورت دولت رمیده
کواکب رشته پیش از چرخ پودش
زمان پیش از مکان تارش تنیده
نخستین روزش آدم بسته پرگار
در او صد رخنه ز ابلیس اوفتیده
بهر پودی که آدم کرده دروی
ازو ابلیس پنجه در کشیده
گهش دراعه بوده که مصلی
گهی پوشیده گاهی گستریده
گه او را خرقه خوانده گاه دستار
در او گه خفته گه زن خوابنیده
از اینسان تحفه ای دارم که در دهر
ندارد مثل آن هیچ آفریده
ز تشویش خیالش پیر تدبیر
خزف از خلوت طبعم خریده
ز تقریر صفاتش ذوق لفظم
شراب شوق معنی ناچشیده
نه اندر آتشش می آرم افکند
نه می بپذیردش کس ناخریده
همیشه تا ز خار گلبن فکر
نگردد دیده ی معنی خلیده
ز خار گردش گردون او باد
گل صد برگ اقبالت دمیده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر مدح و ستایش از شخصیت خاصی است که به عنوان یک صبح درخشان و مظهر علم و معانی معرفی شده است. شاعر به زیباییهای او، اخلاق نیکو و خصائل برجستهاش اشاره دارد و او را به عنوان یک چراغ و روشنایی در جهان میشناسد.
شاعر از افتخارات و معانی عمیق کلمات او صحبت میکند و تأثیر او بر جهان را بزرگ میداند. او همچنین به غم و اندوه دل خود اشاره میکند و بیان میکند که در دلش احساس غبن و افسوس دارد.
شاعر بیان میکند که شخصیت مورد ستایش او را به جهانی از خوبیها و زیباییها وصل کرده و او را چون گلی در باغی میداند که از خارهای زندگی دور است. در نهایت، شاعر اظهار میدارد که چنین شخصیت پر ارزشی در دنیا بینظیر است و تفکر و احساساتش عمیق و پیچیده است.
هوش مصنوعی: ای سپیده صبح که با نور و لطافت خود، نام شمس دین را ستایش میکنی و از مشرق کلام و معانی جلوهگر شدهای.
هوش مصنوعی: هم کلمات تو باعث فخر است و هم معانی که درون آنها نهفته است، این نشان میدهد که هر دو جنبه تو، یعنی لفظ و معنا، ارزشمند هستند.
هوش مصنوعی: سخنان تو به خوبی شناخته شدهاند و خصیصههای تو مانند اخلاق نیکویت، قابل ستایش است.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در هستی به وجود نیامده و فکر و اندیشهات پردههای عالم را شکسته است.
هوش مصنوعی: چهره ی تو مانند نوری است که ستاره ها را روشن می کند و باعث زیبایی و تابش آن ها می شود.
هوش مصنوعی: جهان به قدری تحت تأثیر تو قرار گرفته است که چرخش آسمان نیز در دور خود به سرعت میچرخد.
هوش مصنوعی: آیا در باغی که به آن تعلق داری، زندگیات را با زبان خودت توصیف نمیکنی؟
هوش مصنوعی: جهان پر از ناکامی است و درخت وجود تو از این حالات آسیب دیده و بیثمر شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که ارزش و عظمت چیزها مانند ستونهای آسمان برای ما نمایان میشود، بر اثر فشار و زحماتی که بر دوش داریم، این عظمت ممکن است در نظرمان کوچکتر و خمیده به نظر برسد.
هوش مصنوعی: نه اینکه از مقام و جایگاه تو کسی گردی بپاشد، نه اینکه کسی عطر مدح و ستایشت را شنیده باشد.
هوش مصنوعی: از دل من بشنو که چگونه غم و اندوه من از دل مثل یک انار شیرین و متلاشی شده است.
هوش مصنوعی: من یک دستار کهنه و فرسوده دارم که با هنر و بزرگواری پرورش یافته است.
هوش مصنوعی: از آسمان قدیمی چیزهای زیادی وجود دارد و از کثیفی مانند روغنی که روی کاغذ ریخته، نشانههایی باقی مانده است.
هوش مصنوعی: هوش و زیرکی در دل او وجود دارد، اما نحوست و بدبیاری در کنار او آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: از زیباییهای او، ماهیت و عمق وجودش از هم گسسته است و از پیوند و ارتباطش، چهره و جلوهای از موفقیت و خوشبختی دور شده است.
هوش مصنوعی: ستارهها قبل از اینکه چرخ زمان شروع به گردش کند، در بافت این زمان وجود داشتند و پیش از شکلگیری مکان، تار آن را بافته بودند.
هوش مصنوعی: در روز اول خلقت آدم، او به وسیله پرگار شکلگیری یافت و در همین حال، صد راه برای نفوذ شیطان در وجودش فراهم شد.
هوش مصنوعی: به خاطر نیکوکاریها و خوبیهایی که انسان انجام داده، در برابر آن، شیطان تلاش میکند تا او را به سمت اشتباهات و گناهان سوق دهد.
هوش مصنوعی: گاه لباس عروسی بر تن میکند و گاه آن را کنار میگذارد.
هوش مصنوعی: گاهی او را لباس شبانی مینامند و گاهی عمامهای بر سر دارد. گاهی به خواب رفته و گاهی در حال خوابآلودگی است.
هوش مصنوعی: من هدیهای دارم که در زندگی هیچ چیز مشابه آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به دلیل نگرانی و افکار آشفتهام، پیر عقل و اندیشهام از تنهایی و آرامش درونم دور شده و بیخيالی را به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: از توصیف ویژگیهای او، طعم شیرین کلماتم مانند شراب عشق است که هیچ وقت معنایش را نچشیدهام.
هوش مصنوعی: من نه خود را به آتش میزنم و نه کسی در این امر از من چیزی میپذیرد، زیرا این حالتی است که هیچکس نمیخواهد به آن دچار شود.
هوش مصنوعی: برای درک عمیق زیباییهای زندگی و معناهای واقعی آن، باید از موانع و مشکلات عبور کنیم. تنها در این صورت است که میتوانیم به درک و دیدی عمیقتر دست یابیم.
هوش مصنوعی: از خارهایی که در گرداب روزگار وجود دارد، نسیم گلهای صدبرگ، نشانهای از خوشبختی و سعادت به تو وزیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شود خون جگر از دل چکیده
که آب آتشین آید ز دیده
از اختر، کِی بُوَد روزِ گُزیده،
بَدِ بَهرام و کیوان زو بریده؟
دلی دیدم بسی تیمار دیده
فراوان سختی و خواری کشیده
بغم پیوسته وز شادی گسسته
رمیده زان و با این آرمیده
خریده انده و شادی فرخته
[...]
ایازی خاص و از خاصان گزیده
ز مسعودی به محمودی رسیده
بحقّ چار یار برگزیده
که دورم مفگن ای نور دو دیده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.