روزی که کرد گردون غمهای یار قسمت
ما را رساند بر دل زان غم هزار قسمت
دادند جا غمت را پنهان درون دلها
داغ تو را نمودند در لالهزار قسمت
از عارض و خط تو گلزار رنگ و بو را
بگرفت تا نماید در هر بهار قسمت
روزی که حسنت از رخ برقع گشود دل را
کردند نوری از آن آیینهزار قسمت
تا زلف سرکش او آشفته بود کردند
تاری از آن میان بر شبهای تار قسمت
تا کشتگان نازش ساکت شوند کردند
گردی ز کوی او را بر هر مزار قسمت
از هر کجا گذشتی خاک از دو دیده مردم
چون توتیا نمودند زان رهگذار قسمت
تا هر دلی که باشد بیبهره زان نماند
درد تو را نمودند چندین هزار قسمت
تقصیر گلستان چیست کردند روز اول
افغان به عندلیبان گل را به خار قسمت
در دام چین زلفت از بس نمانده جایی
یک لحظه مینمایند چندین شکار قسمت
از خوان دهر قصاب جز خون دل نخوردیم
تقصیر ما چه باشد این کرده یار قسمت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و عشق است و بیانگر حالتی عمیق از درد و اندوه ناشی از دوری محبوب است. شاعر در ابتدا از روزی میگوید که غم یار به او تحمیل شده و دلش را از هزار غم لبریز کرده است. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که غم او در دلها پنهان شده است.
شاعر دستاویز کردن گلزارها و زلف محبوب را به عنوان نماد زیبایی و جذابیت او به کار میبرد و میگوید که هر جا که محبوب میرود، عشق و داغ او نیز در دلها باقی میماند. از جانب دیگر، او غم خود را به دیگران تقسیم میکند و یادآور میشود که درد او مختص به خود او نیست و همه از آن رنج میبرند.
در نهایت، شاعر از عشق و زیبایی محبوب و درد ناشی از آن سخن میگوید و از اینکه چطور چنین عشقی در دلها باقی میماند و بر زندگی افراد تأثیر میگذارد، صحبت میکند. این شعر ترکیبی از عشق، غم، زیبایی و تأثیرات عاطفی بر انسانهاست.
هوش مصنوعی: روزی که آسمان غمهای محبوب را به ما بخشید، دل ما را با آن هزاران غم دیگر پر کرد.
هوش مصنوعی: آنها جا و مکانی برای غم تو در دلها فراهم کردند و نشان درد تو را در گلهای لاله نشان دادند.
هوش مصنوعی: زیبایی چهره و خط زیبای تو، عطر و رنگ باغی را به خود گرفته تا در هر بهار، بخشی از آن را نشان دهد.
هوش مصنوعی: روزی که زیباییات چهرهات را از زیر پوشش برداشت، دلها را نورانی کردی و از آن باغ آینه، بهرهای بخشیدی.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که موهای سرکش او درهم و برهم بود، از میان آنها رشتهای گرفتند و بر شبهای تارسی در هم ریختند.
هوش مصنوعی: برای اینکه کشتهشدگان محبتش آرام شوند، خاکی از کوی او بر هر مزار تقسیم کردند.
هوش مصنوعی: هر جا که عبور کردی، مردم از چشمانشان اشک ریختند و به خاطر تو، غم و اندوهی را از خود نشان دادند. این نشانهای از تقدیر و قسمت تو است.
هوش مصنوعی: درد تو را به بیشمار بخش تقسیم کردند تا هیچ دلی از آن بینصیب نماند.
هوش مصنوعی: گلستان چه تقصیری دارد؟ روز اولی که افغانها به سراغ عندلیبان آمدند، گل را با خار تقسیم کردند.
هوش مصنوعی: در دام زلفهای تو، به خاطر انبوهی که ایجاد کردهاند، هیچ مکانی باقی نمانده است. لحظهای که چشم باز میکنم، چندین شکار، در این دام گرفتار میشوند.
هوش مصنوعی: در زندگی فقط درد و رنج را تجربه کردیم و جز اندوه چیزی نصیبمان نشد. تقصیر ما چیست که این سرنوشت را برایمان مقدر کردهاند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.