گنجور

 
نظام قاری
 

این چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا

عمر باقی رخ ساقی لب جامست اینجا

در جواب او

این چه خرگه چه تتق این چه خیامست اینجا

چترمه رایت خور ظل غمامست اینجا

قلمی گرچه بود خواجه ابیاریها

همچو لالائی بیقدر غلامست اینجا

زیر و بالا نبود مجلس الباس مرا

کفش و دستار ندانند کدامست اینجا

جامها سر بسر از داغ اتو سوخته دل

جز نپرداخته کرباس که خامست اینجا

در صف رخت بدستار دمشقی بنگر

گرز دین باف ابی تاج؟ بنامست اینجا

ارمک و صوف درین دارنپوشم کوئی

که بمن چون نخ زربفت حرامست اینجا

قاری این خرگه والا که تو در شعر زدی

چشمه ماه نگویند تمامست اینجا