سموم وادی امکان ز بس جگر تابست
گداز زهره خاکست هر کجا آبست
مرنج از شب تار و بیا به بزم نشاط
که پنبه سر مینای باده مهتابست
به خوابم آمدنش جز ستم ظریفی نیست
خدا نخواسته باشد به غیر همخوابست
ز وضع روزن دیوار می توان دانست
که چشم غمکده ما به راه سیلابست
ز ناله کار به اشک اوفتاده دل خون باد
ز شرم بی اثری ها فغان ما آبست
ز وهم نقش خیالی کشیده ای ور نه
وجود خلق چو عنقا به دهر نایابست
نگه ز شعله حسنت چه طرف بربندد
چنین که طاقت ما را بنا ز سیمابست
به عرض دعوی همطرحی تو خوبان را
نگه در آینه همچون خسی به گردابست
زمین ز نقش سم توسن تو ساغرزار
هوا ز گرد رهت شیشه می نابست
قوی فتاده چو نسبت ادب مجو غالب
ندیده ای که سوی قبله پشت محرابست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حسرتها و دلتنگیهای انسانی میپردازد. شاعر از زخمهای ناشی از آلام زندگی سخن میگوید و به تیرهروزی شب اشاره میکند، اما در عین حال به بزم و شادی دعوت میکند. او به زیباییهای زندگی و عشق مینگرد و دلهای سوخته را با امید آرامش میسازد. شاعر از تنگنای خیال و معشوقی که به خوابش آمده، صحبت میکند و به نارواییهای عشق اشاره دارد. در نهایت، او به ارتباط میان روح و زمین، و زیباییهای عالم میپردازد و بر اهمیت ادبیات و هنر در فهم زندگی تاکید میکند.
هوش مصنوعی: در این شعر به وضعیت دشوار و خطرناک دنیای امکان اشاره شده است. در این دنیای پر از چالش، فردی که تاب و تحمل ندارد، به شدت رنج میکشد و در جایی که روح وجودش در گداز است، به زحمت میتواند از پس مشکلات برآید. در واقع، زندگی مانند خاکی است که میتواند به دلایل مختلف آسیب ببیند و به خاکستر تبدیل شود.
هوش مصنوعی: نگران تاریکی شب نباش و به میهمانی شادی بیایید، زیرا آنچه در آنجا انتظار شما را میکشد، زیبایی و روشنی مانند نور ماه در شراب است.
هوش مصنوعی: در خواب، فکر کردن به او جز یک نوع نازکخویی و بیرحمی نیست. خدا نخواسته که با کسی غیر از او همخواب شوم.
هوش مصنوعی: از شکل و وضعیت روزن دیوار میتوان فهمید که چشمان ما در این مکانی که غم و اندوه وجود دارد، به انتظار سیلابی نشستهاند.
هوش مصنوعی: از غم و ناله به جایی رسیدهام که دلم پر از خون و اشک است. از شرم و بیفایده بودن فریادهایم به شدت آسیب دیدهام و حالا احساس میکنم مانند آب در حال جاری شدن هستم.
هوش مصنوعی: اگر تو تنها از خیال و توهم خود تصویری ساختهای، در غیر این صورت وجود انسانها در دنیا مانند پرندهای افسانهای به نام عنقاست که بسیار نایاب و کمیاب است.
هوش مصنوعی: به تماشای زیبایی و جاذبه تو، چقدر طاقت و تحمل ما کم است، مانند اینکه تمام زندگیمان به یک مایع داغ و سوزان وابسته باشد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میخواهد بگوید که خوبان و نیکان را در برابر زیبایی خود به چالش میکشد و مانند آن است که در آینه به خود مینگرد، در حالی که در حقیقت فقط چیزی بیارزش و کوچک، مانند خسی در گرداب، در آنجا وجود دارد. از این طریق، شاعر به مقایسهی بین زیبایی ظاهری و حقیقت عمیقتر میپردازد و نشان میدهد که در عمق، ارزش واقعی چیزها ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
هوش مصنوعی: زمین از اثر نشانههای سم اسب تو به مانند ساغری پر از شراب است و هوا به دلیل گرد و غبار مسیر تو، شبیه شیشهای از می ناب شده است.
هوش مصنوعی: مرد قوی که بر زمین افتاده است، نباید انتظار ادب و احترام داشته باشد. آیا ندیدهای که اگر کسی به سمت قبله که محل عبادت است، پشت کند، چگونه به او توجهی نمیشود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
ز سوزناکی چو ماهیی که بر تابهست
از آن زمان که بدیدم پر آب چشمانش
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
گزاف نیست ز سیلاب دیده گر گویم
[...]
بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست
مرا نه طاقت صبر و نه زهره خواب ست
شب امید مرا روز روشنایی نیست
جز از رخ تو که در تیره شب چو مهتاب ست
یکی ببین که دل من چگونه می سوزد
[...]
بهگلزاریکه حسنت بینقابست
خزان در برگریز آفتابست
زشرم یک عرقگلکردن حسن
چو شبنم صد هزار آیینه آبست
جنون ساغرپرست نرگسکیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.