نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری
دلی دارم که سرکار تمناهاست پنداری
حباب از فرق عشاق ست و موج از تیغ خوبانش
شهادتگاه ارباب وفا دریاست پنداری
به گوشم می رسد از دور آواز درا امشب
دلی گم گشته ای دارم که در صحراست پنداری
ازو باور ندارد دعوی ذوق شهادت را
نگاهش با رقیب و خاطرش با ماست پنداری
در و دیوار را در زر گرفت آه شرربارم
شب آتش نوایان آفتاب انداست پنداری
فدایش جان که بهر کشتنم تدبیرها دارد
عتاب من به بخت خویشتن بیجاست پنداری
گرستیم آنقدر کز خون بیابان لاله زاری شد
خزان ما بهار دامن صحراست پنداری
جنون الفت همچون خودی دارد تماشا کن
شکست صد دل از رنگ رخش پیداست پنداری
نوید وعده قتلی به گوشم میرسد غالب
لب لعلش به کام بیدلان گویاست پنداری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و پرهیجان عاشقانه میپردازد. شاعر از شور و غوغای عشق و تمناهای دل سخن میگوید و وجود حبابها و موجها را به وفا و زیبایی معشوق نسبت میدهد. او احساس گمشدگی خود را در دل صحرا بیان کرده و میگوید که ناامیدی از عشقش دارد. همچنین تناقضاتی را در عشق و نگاه معشوقش میبیند و با زبانی استعاری از در و دیوار خانه و آواز دلنواز به تصورات عاشقانه خود اشاره میکند. شاعر با تأکید بر عشق و جنونش، به تعاملات دل و دنیای بیرون اشاره میکند و در نهایت به وعده عشق و مرگ که به گوشش میرسد، میپردازد. این شعر عواطف عمیق و پیچیده انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که در ورودی این خانه صدا و شلوغی بسیاری وجود دارد. من دلی دارم که پر از خواستهها و آرزوهاست.
هوش مصنوعی: عشاق همچون حبابهای روی آب هستند و زیباییهای محبوبان مانند امواج دریا. این حبابها و امواج نشاندهندهی استقامت و وفای کسانی است که به عشق واقعی پایبندند، گویی دریا گواهی بر وفاداری آنهاست.
هوش مصنوعی: از دور صدای درا را میشنوم و امشب قلبی گمشده دارم که به نظر میرسد در صحراست.
هوش مصنوعی: او به ادعای خود در مورد لذت شهادت اعتماد ندارد. نگاهش به رقیب است و در دل، به ما فکر میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که فضای اطراف پر از نور و حرارت است. گویی در این شب، تمام دیوارها و اجسام به رنگ طلا درآمدهاند و هوای دلگیر با آتش دلخوری همراه است. اشاره به وجود شعلههایی دارد که مانند نغمههای صبح، میتوانند امید و روشنی را به ارمغان بیاورند. همچنین، ممکن است توهمی دربارهٔ آفتاب و روشنایی وجود داشته باشد که نشاندهندهٔ درک عمیقتری از واقعیتها و احساسات است.
هوش مصنوعی: جانم فدای کسی است که برای کشتن من برنامهریزیهای زیادی دارد. به خودم میگویم که گلهمند بودن از سرنوشت بیمورد است.
هوش مصنوعی: ما آنقدر گرسنه و بیحال شدهایم که وضعیتمان به قدری دچار تغییر و تحول شده که مانند لالهزاری در خون به نظر میرسد. به همین دلیل، اکنون که فصل خزان است، گویی دامن دشت بهار را گرفته است.
هوش مصنوعی: دیوانگی عشق مانند خودِ عشق تماشایی است، نگاه کن که چگونه صد دل به خاطر زیبایی چهرهاش در هم شکستهاند، به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: خبر قتل محبوب به گوشم میرسد و لبهای سرخ او برای دلباختگان حکایت میکند، گویی که این اتفاق حتمی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری
قدم بالای چون سرو تو خم کردست و این مشکل
که بالای تو گر گوید: نکردم، راست پنداری
دمی نزدیک مهجوران نیایی هیچ و ننشینی
[...]
نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
ز فکر بیدلانت، خاطر آزاد است پنداری
چنان ترسیده چشمم از گرفتاری درین گلشن
که شاخ گل بچشم دست صیاد است پنداری
نشد از خنده ی خسرو، تسلی خاطر شیرین؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.