ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری
اینقدر گران نبود ناله ای ز بیماری
وه که با چنین طاقت راه بر دم تیغ ست
پای برنمی تابد رنج کاوش خاری
در جنون به من ماناست گر ز عجز خون گردد
ناله ای که برخیزد از دل گرفتاری
غم چه درربود از ما اینک آنچه بود از ما
سینه ای و اندوهی خاطری و آزاری
ای فنا دری بگشا بو که در تو بگریزد
هم ز خلق نومیدی هم ز خویش بیزاری
بهره از وجودم نیست زین کشش گشودم نیست
پا و داغ رفتاری دست و حسرت کاری
ناز مؤمن و کافر بر چه دستگاه آخر
سبحه ای و مسواکی، قشقه ای و زناری
بر جنون صلایی زن عقل را قفایی زن
داده ای ز نامردی سر به بند دستاری
شوخی شمیمش بین جنبش نسیمش بین
غنچه راست آهنگی سرو راست رفتاری
کاش کان بت کاشی درپذیردم غالب
بنده توام گویم گویدم ز ناز آری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنجی است که شاعر از آن رنج میبرد. او از غم و اندوههای درون خود سخن میگوید و احساس میکند که بر اثر مشکلات زندگی، امیدش به دیگران و حتی به خود را از دست داده است. شاعر از وضعیتی مینالد که در آن نمیتواند به راحتی راهی برای رهایی پیدا کند و به شدت از بیکسی و ناامیدی رنج میبرد. او به مقایسه بین مؤمنان و کافران میپردازد و در نهایت آرزو میکند که در عشق محبوبش غرق شود و از درد و رنج خود رهایی یابد.
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، این صدمه و درد که بر تو آمده، به خاطر ما نبود. این درد و نالهای که به خاطر بیماریات احساس میکنی، به مراتب سنگینتر از آن چیزی است که برای ما به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اوه، چه سخت است که در برابر تیغ برنده پای ایستاد و رنج تلاش برای یافتن یک خار را تحمل کرد.
هوش مصنوعی: در حالتی که دیوانگی به من نزدیک است، اگر ناچاری باعث شود از دل پر از درد فریادی بلند شود، آن ناله پارسایی و ناتوانی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: غم چه بر ما گذشت که اکنون چیزی از ما باقی نمانده است؛ فقط سینهای مملو از اندوه و یادبودی از درد و رنج داریم.
هوش مصنوعی: ای نابودی، در را بر من بگشا تا در تو پناه ببرم؛ زیرا از مخلوقات ناامید شدهام و از خودم نیز بیزارم.
هوش مصنوعی: من از وجود خود بهرهای ندارم، زیرا نمیتوانم این تمایل را رها کنم. قدمهایم و دردهایی که در رفتارم دارم، همگی بیفایدهاند و حسرت کارهایی که نکردهام را به دوش میکشم.
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز و جلوههای ایمان و کفر، در حقیقت چگونه قابل مقایسه هستند؟ در پایان، همه چیز به ابزار سادهای مانند تسبیح و مسواک یا نوار زنگی ختم میشود.
هوش مصنوعی: عقل را از حالت جنونی که در آن گرفتار آمده نجات بده و به آن آرامش بده. تو به خاطر بینظمی و ناپختگیات، خودت را در بند زنجیرهای نامردی گرفتار کردهای.
هوش مصنوعی: بوی خوش او را حس کن و حرکات نسیم را ببین. غنچهای وجود دارد که آهنگ زیبایی دارد و سرو نیز در رفتار خود راست و راستقد است.
هوش مصنوعی: آرزو دارم که کاشی زیبا را در آغوش بگیرم، زیرا من بنده تو هستم و میگویم و او نیز با ناز و لحن دلنشین پاسخ میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل اسیران را برده یی به عیاری
سنبل تو پیچیده در کمند طراری
نکته تو را گویم گوش اگر به من داری
لذت گرفتاری معنی جگرخواری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.