گستاخ گشته ایم غرور جمال کو؟
پیچیده ایم سر ز وفا گوشمال کو؟
تا کی فریب حلم خدا را خدا نه ای
آن خوی خشمگین و ادای ملال کو؟
برگشته ام ز مهر و نمی گیریم به قهر
دارم دو صد جواب ولی یک سؤال کو؟
یا می گسست صحبت و یا می فزود ربط
لیکن مرا ملال و ترا انفعال کو؟
خواهی که برفروزی و سوزی درنگ چیست؟
خواهم که تیز سوی تو بینم مجال کو؟
گر گفته ایم کشتن و بستن به ما مخند
ما را تدارکی به سزا در خیال کو؟
داغم ز رشک شوکت صنعان ولی چه سود
آن دستگاه طاعت هفتاد سال کو؟
من بوسه جوی و تو به سخن داریم نگاه
لب تشنه با گهر چه شکیبد زلال کو؟
دل فتنه جوی و فرصت تکمیل عشق نیست
هنگامه سازی هوس زود بال کو؟
لب تا جگر ز تشنگیم سوخت در تموز
صاف شراب غوره و جام سفال کو؟
در باده طهور غم محتسب کجا؟
در عیش خلد آفت بیم زوال کو؟
غالب به شعر کم ز ظهوری نیم ولی
عادل شه سخن رس دریا نوال کو؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات و دغدغههای درونی خود سخن میگوید. او با زبانی استعاری به موضوعاتی چون غرور، وفا، عشق و حسرت پرداخته و به تأمل در رفتار و خواستههای انسانی میپردازد. در عین حال، او به انتقادات خود از اوضاع کنونی و ناپایداری جهان میافزاید. شاعر احساس میکند که در جستجوی حقیقت و رضایت است و در عین حال از جفاها و محدودیتها رنج میبرد. او ترکیبی از عشق و درد را توصیف میکند و به روابط انسانی و عواطف عمیق اشاره میکند که در میان این چالشها گم شدهاند. در نهایت، او جویای دیالوگ و درک بیشتری در روابط خود و همچنین در پی عمق بیشتر در زندگی است.
هوش مصنوعی: ما خودخواه و مغرور شدهایم، آن زیبایی کجا رفته است؟ ما در اطراف عشق پیچیدهایم، اما نشان وفا کجا است؟
هوش مصنوعی: چقدر باید به صبر و بردباری خدا فریب خورد؟ ای کسی که خوی خشمگین داری و ادای بیاعتنایی در میآوری، چه زمانی قرار است این وضعیت تغییر کند؟
هوش مصنوعی: من از عشق و محبت به عقب برگشتهام و نمیخواهم درگیر غم و قهر شوم. دست کم دوصد پاسخی که میتوانم بدهم دارم، اما تنها یک سؤال باقی مانده است: آن سؤال چیست؟
هوش مصنوعی: یا صحبت ما باید به پایان میرسید یا باید بیشتر از این پیش میرفت، اما من حس ناراحتی دارم و تو بیتفاوتی!
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دلها شعلهای برانگیزی و عشق را بسوزانی، چرا درنگ میکنی؟ من میخواهم ببیند که آیا فرصتی برای تو وجود دارد یا نه؟
هوش مصنوعی: اگر ما درباره کشتن و بستن صحبت کردهایم، به ما نخند؛ زیرا در ذهن ما برنامهای مناسب و منطقی برای این موضوع وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر زیبایی و مقام کسی میسوزد، اما چه فایده، وقتی که من سالها در راه اطاعت و بندگی زحمت کشیدهام و حالا هیچ نتیجهای نمیبینم؟
هوش مصنوعی: ما دست به بوسهای از عشق داریم و تو با صحبتهای شیرین خود به من نظر میکنی. لب تشنه من چقدر در انتظار آب زلال و صفا است!
هوش مصنوعی: دل نیاز به آرامش و فرصت برای عشق واقعی دارد، اما در میان هیاهوی هوس و شتابزدگی، این عشق تکمیل نمیشود.
هوش مصنوعی: به دلیل تشنگی شدید، لبهایم خشک و سوخته است. در هوای گرم تابستان، کیمیای شراب غلیظ و لیوان سفالی کجاست؟
هوش مصنوعی: در نوشیدنی پاک و مقوی، جایی برای غم و سختی نیست. در خوشی و شادی بهشتی، چرا نگران زوال و پایان آن باشیم؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من به اندازهی زندهیاد ظهوری در شعر توانمند نیستم، اما آیا میتوانم عدالت آن پادشاهی را که در سخنوری همچون دریا جریان دارد، درک کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.