گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟
آن پیر زال سست پی قد خمیده کو؟
یادت نکرده خصم به عنوان به لفظ دوست
آن نامه نخوانده ز صد جا دریده کو؟
رعنا دلت به دختر همسایه بند نیست
آن مه رخ به گوشه ایوان خزیده کو؟
دوشینه گل به بستر و بالین نداشتی
آن برگ گل که در تن نازک خلیده کو؟
کس داوری نبرده ز جورت به دادگاه
آن بی گنه که شاه زبانش بریده کو
گویی به شحنه گوی که کس را نکشته ایم
آن نعش نیم سوخته ز آتش کشیده کو؟
گویی خمش شوی چو ز کویم بدر روی
آن دل که جز به ناله به هیچ آرمیده کو؟
گویی دمی ز گریه خونین به ما برآر
آن مایه خون که سر دهم از دل به دیده کو؟
بشنو که غالب از تو رمیده و به کعبه رفت
گفتی شگفتیی که بود ناشنیده کو؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود از جدایی و غم عشق میپردازد. او به کسی که از دشمنان خود به او نزدیک شده اشاره میکند و از طبیعت سرگردان دلش سخن میگوید. شاعر به یادآوری معشوقهای میپردازد که به او توجهی نمیکند و حسرت و بیعدالتی که بر او رفته است را بازگو میکند.
شاعر در مقام یک عاشق، در مورد نداشتن دلداری و به یاد نیاوردن عشقش سخن میگوید و از درد و رنجی که برایش ایجاد شده، شکایت میکند. او همچنین از سرنوشتهای ناعادلانه و ناراحتیهایی که بر او رفته، صحبت میکند و در نهایت به غم و تنهاییای اشاره دارد که پس از جدایی تحمل میکند.
در کل، این شعر پر از احساسات غم و حسرت ناشی از عشق از دست رفته و بیعدالتی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی به من خبر از دشمنان آورده است. کجاست آن پیرمردی که ضعیف و خمیده شده و در این شرایط به ما کمک کند؟
هوش مصنوعی: خصم و دشمن تو هیچگاه به یاد تو نبوده و با عنوان دوست هم نامۀ تو را نخوانده است؛ چه بسیار جاها که دلش از محبت تو شکسته و دریده است.
هوش مصنوعی: عزیزم، دل تو به دختر همسایه وابسته نیست. آن زیبایی که در گوشهی ایوان پنهان شده کجاست؟
هوش مصنوعی: دیشب گل را در بستر و کنار خود نداشتی، حالا آن برگ گلی که در تن نازک تو پیچیده، کجاست؟
هوش مصنوعی: هیچکسی تحت تأثیر رفتار تو به دادگاه نرفته است. آن بیگناهی که زبانش را بریدهاند، چه قضاوتی میتواند بکند؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که میخواهند بگویند که ما هیچ کس را نکشتهایم، اما با دیدن یک جسد نیمسوز از آتش متوجه میشویم که واقعیت چیز دیگری است. این جمله نشاندهنده تناقض بین ادعا و واقعیت است و به نوعی به انکار حقیقت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد وقتی از من دور میشوی، دل شکستۀ من به آرامش نمیرسد و تنها با ناله و اندوه میگذرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شاعر از درد عمیق و اندوهی سخن میگوید که به حدی است که میخواهد از آن با شدت عبور کند. او از گریهای خونین سخن میگوید و میخواهد سوال کند که آیا میتواند این درد را به صورتی دیگر ابراز کند، حتی اگر این به قیمت نابودی خود او باشد. احساساتی همچون غم و اندوه، و همچنین عمق احساسات انسانی در این شعر مشهود است.
هوش مصنوعی: بشنو که غالب از تو دور شده و به کعبه رفته است، آیا قرار بود که چنین چیزی را نشنیده بگیری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.