عرض خود برد که رسوایی ما خیزد ازو
فتنه خویی ست ندانم چه بلا خیزد ازو
تا ازین بی ادبی قهر تو افزون گردد
گله سازی ست که آهنگ دعا خیزد ازو
نم اشکی چو به خاکم بفشانی از مهر
خاک بالد به خود و مهرگیا خیزد ازو
پیش ما دوزخ جاوید بهشت ست بهشت
باد آباد دیاری که وفا خیزد ازو
بینوایان تو درد سر دعوی ندهند
بشکند ساز وفایی که صدا خیزد ازو
دل به یاران چه ره آورد سفر عرض کند
مگر آهی که ز جور رفقا خیزد ازو
نجهد زیر سرانگشت تو نبضم که مرا
نیست دردی که تمنای دوا خیزد ازو
به مشام که رسد نکهت زلف سیهی؟
که همه بیخودی باد صبا خیزد ازو
بوسه بعد از طلب بوسه نبخشد لذت
چون جوابی که به انداز حیا خیزد ازو
محو افسونگر نازیم که او را با ما
دورباشی ست که آهنگ بیا خیزد ازو
دیگر امروز به ما بر سر جنگ آمده است
به ادایی که همه صلح و صفا خیزد ازو
بلبل گلشن عشق آمده غالب ز ازل
حیف گر زمزمه مدح و ثنا خیزد ازو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالات و احساسات عاشقانه و ناامیدی خود پرداخته است. او به بدعهدی و بیوفایی محبوب اشاره میکند و از عواطفی چون اشک، درد و خواستههای قلبی سخن میگوید. شاعر میگوید که غم و ناراحتی از عشق میتواند به زیباییها و نعمتها تبدیل شود و همچنین بر قدرت عشق و تأثیر آن بر روح و روان انسان تأکید میکند. در نهایت، او به تضاد بین عشق و جنگ در روابط انسانی اشاره میکند، با این حقیقت که در دل عشق، صلح و آرامش واقعی نهفته است.
هوش مصنوعی: منظور این است که فردی با ناز و خودشیفتگی خود به دیگران میگوید که آبرو و شرمندگی ما از او ناشی میشود، و نمیدانم چه بلایی بر سر ما خواهد آورد. در واقع، این شخص باید بداند که رفتار و فتنهانگیزیاش ممکن است عواقبی وخیم ایجاد کند.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که زمانی که قهر و بیادبی تو بیشتر میشود، ناله و شکایت به وجود میآید و دعای خیر از آن ناشی میشود. به عبارت دیگر، هنگامی که رفتاری ناپسند وجود دارد، افراد به سمت دعا و خواستن بهبود میروند.
هوش مصنوعی: اگر از محبت، اشکی بر خاکم بریزی، خاکم بال و پر میگیرد و از آن، گل و گیاه میروید.
هوش مصنوعی: در نزد ما، دوزخی که همیشه باقی است، بهتر از بهشتی است که در آن وفای واقعی وجود داشته باشد. رونق و آبادانی بهشتی که از وفا و صداقت بهوجود میآید، ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: بیچارهها به درد و مشکلات خود شکایت نمیکنند، زیرا در پی وفا و دوستی هستند که این وفا ممکن است بشکند و صدای آن به گوش برسد.
هوش مصنوعی: انگار دل به دوستان چه هدیهای میتواند بیاورد؟ جز آهی که از درد و ظلم دوستان برمیخیزد.
هوش مصنوعی: من نیازی به درمان ندارم و درد و رنجی حس نمیکنم که بخواهم به دنبال درمان باشم، حتی زیر فشار و تمایل تو.
هوش مصنوعی: وقتی عطر و رایحه زیبای زلف سیاه به مشام برسد، تمام احساسات و حالتهای بیاختیار از نسیم صبح به سمت او پیش میرود.
هوش مصنوعی: بوسهای که بعد از درخواست داده شود، لذتی ندارد مانند پاسخی که به اندازه حیا از آن صادر میشود.
هوش مصنوعی: میگویند ما تحت تأثیر جذبه و فریب این معشوق قرار گرفتهایم، اما او به خاطر ما از این جدایی دور است و این جدایی باعث برانگیختن اشتیاق او میشود.
هوش مصنوعی: امروز برای ما شرایط به گونهای شده که به نظر میرسد دشمنی در میان است، در حالی که به ظاهر همه چیز آرام و صلحآمیز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: بلبل در گلستان عشق به زیبایی ظاهر شده است و از قدیم وجود داشته است. افسوس که اگر صدای آواز و ستایش از او برآید، جای تأسف خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.