تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟
این می از قحط خریداری کهن خواهد شدن
کوکبم را در عدم اوج قبولی بوده است
شهرت شعرم به گیتی بعد من خواهد شدن
هم سواد صفحه مشک سوده خواهد بیختن
هم دواتم ناف آهوی ختن خواهد شدن
مطرب از شعرم به هر بزمی که خواهد زد نوا
چاکها ایثار جیب پیرهن خواهد شدن
حرف حرفم در مذاق فتنه جا خواهد گرفت
دستگاه ناز شیخ و برهمن خواهد شدن
هی چه می گویم اگر این ست وضع روزگار
دفتر اشعار باب سوختن خواهد شدن
آن که صور ناله از شور نفس موزون دمید
کاش دیدی کاین نشید شوق فن خواهد شدن
کاش سنجیدی که بهر قتل معنی یک قلم
جلوه کلک و رقم دار و رسن خواهد شدن
چشم کور آیینه دعوی به کف خواهد گرفت
دست شل مشاطه زلف سخن خواهد شدن
شاهد مضمون که اینک شهری جان و دل ست
روستا آواره کام و دهن خواهد شدن
زاغ راغ اندر هوای نغمه بال و پرزنان
همنوای پرده سنجان چمن خواهد شدن
شاد باش ای دل درین محفل که هر جا نغمه ای ست
شیون رنج فراق جان و تن خواهد شدن
هم فروغ شمع هستی تیرگی خواهد گزید
هم بساط بزم مستی پرشکن خواهد شدن
از تب و تاب فنا یکباره چون مشتی سپند
هر یکی گرم وداع خویشتن خواهد شدن
حسن را از جلوه نازش نفس خواهد گداخت
نغمه را از پرده سازش کفن خواهد شدن
دهر بی پروا عیار شیوه ها خواهد گرفت
داوری خون در نهاد ما و من خواهد شدن
پرده ها از روی کار همدگر خواهد فتاد
خلوت گبر و مسلمان انجمن خواهد شدن
هم به فرقش خاک حرمان ابد خواهند ریخت
مرگ عام این بیستون را کوهکن خواهد شدن
گرد پندار وجود از رهگذر خواهد نشست
بحر توحید عیانی موج زن خواهد شدن
در ته هر حرف غالب چیده ام میخانه ای
تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالات و تفکرات شاعر درباره زندگی، شعر، عشق و فنا است. شاعر از دیوانگی و شوری که در اشعارش دارد صحبت میکند و به مرور به آثارش و تأثیرشان بر دنیای بعد از خود اشاره میکند. او از زیباییهای شعر و نقش آن در محافل و مجالس میگوید و تلخیهای روزگار را یادآور میشود. همچنین به فنا و زوال زندگی اشاره کرده و تأکید میکند که در نهایت همه چیز به ویرانی و جدایی میانجامد. در این مسیر، شاعر خود را غرق در عشق و شعر میبیند و نغمههای زندگی را به وصال و فراق پیوند میزند. در نهایت، او از درد و زیبایی وجود و گذر زمان یاد میکند و هر حرف و شعری که میسراید، به نوعی به میخانه و سرمستی منتهی میشود.
هوش مصنوعی: آیا روزی خواهد رسید که دیوانهوار از شادی و شوق سخن بگویم؟ این نوشیدنی که امروز به سختی به دست آمده، روزی به خاطر کهنگی و از بین رفتن ارزشش، بیاستفاده خواهد شد.
هوش مصنوعی: من در نبودن خود، در اوج کمال بودهام و شهرت اشعاری که سرودهام، پس از مرگم در سراسر جهان پراکنده خواهد شد.
هوش مصنوعی: به زودی، خط خوش و زیبا بر روی صفحه سیاه خواهد نشست، و نوشتن با مرکب خوشبو و ممتاز ختن آغاز خواهد شد.
هوش مصنوعی: موسیقیدان میتواند از اشعار من در هر مجلسی که بخواهد آهنگ بسازد، و این آهنگها به خوبی از دل لباس من بیرون خواهد آمد.
هوش مصنوعی: هر کلمهام در دل فتنه و آشوب جا خواهد گرفت و در نتیجه، ناز و زیبایی شیخ و برهمن تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه بگویم؛ اگر این وضعیت روزگار ادامه داشته باشد، دفتر اشعار در آتش خواهد سوخت.
هوش مصنوعی: آن کسی که از شوق و هیجان خود نالهای موزون و زیبا سر داد، ای کاش میدانستی که این شور و اشتیاق به هنر، چه سرنوشتی را رقم خواهد زد.
هوش مصنوعی: ای کاش میفهمیدی که برای کشتن یک مفهوم، کافی است که قلمی بر کاغذ بزنیم و تصویر آن را به نمایش بگذاریم، اما در حقیقت به زنجیر و رنجی دچار خواهیم شد.
هوش مصنوعی: چشم ناتوان نمیتواند حقیقت را به درستی ببیند و فقط به ظواهر اکتفا میکند. در این حالت، کسی که نمیتواند به خوبی ظاهر را بیافریند، از تواناییاش در زینت دادن به کلام و سخن گفتن با لطافت و زیبایی کاسته میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حال و روز فعلی یک عشق یا معشوق میپردازد. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حالا که او در اینجا حضور دارد، زندگی و شادی در شهر و روستا را تحت تأثیر قرار میدهد. در واقع، وجود او باعث میشود که مردم به دنبال لذت و خوشی بیشتری باشند.
هوش مصنوعی: زاغ در جستجوی آواز در حال پرواز است و امیدوار است که در باغ به همراه نوای ساز، در کنار دیگران به خوشگذرانی بپردازد.
هوش مصنوعی: ای دل، خوشحال باش در این جمع، زیرا هر جا که صدای خوشی به گوش برسد، دلتنگی و درد جدایی جان و تن به وجود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: وجود شمعی که روشن است، به زودی دچار تیرگی خواهد شد و همچنین حالتی که در جشن و شادی وجود دارد، ناگزیر متلاشی خواهد شد.
هوش مصنوعی: از شدت دگرگونی و زوال، هرکسی به طور ناگهانی مانند تکهای چوبی که در آتش میسوزد، به وداع با خود و زندگیاش میپردازد.
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی با نمایشش دلها را به آتش میکشد و نغمهای که از نغمهسرایی او به گوش میرسد، سرنوشتش پوشیده شدن در چادر مرگ خواهد بود.
هوش مصنوعی: در دوران زندگی، زمانه بدون ترس از تبعات، راه و روشهای مختلفی را به خود میگیرد و در نهایت، قضاوتی که درباره ما میشود، به نوعی با خون و جان ما در ارتباط خواهد بود.
هوش مصنوعی: پردهها از روی کار یکدیگر کنار خواهد رفت و محفل زرتشتی و مسلمان به هم خواهد پیوست.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که بر پی به سرنوشت غمانگیز و دشواری که بر سر یک شخصیت یا مکان خاص میآید، اشاره دارد. در اینجا، سرنوشت تلخ و دردناک را یادآور میشود که در نهایت منجر به فراموشی و زوال خواهد شد، مانند این که پرستیژ و عظمت یک کوه به مرور زمان از یادها میرود. در این حالت، مرگ یا نابودی تدریجی به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: با فروکش کردن افکار و تصورات، حقیقت توحید به روشنی نمایان خواهد شد و به مانند موجی دریا، خود را نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: در انتهای هر کلمهای که مینویسم، مکانی چون میخانه قرار دادهام تا دیوانگی من که سرمست و شگفتزده از گفتار است، تازه شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن
گرد بر گردم ز مرغان انجمن خواهد شدن
گر چنین بر حال من خواهد نظر کردن همای
استخوانم طعمه ی زاغ و زغن خواهد شدن
آه پنهانم تمام آیینه ی دل تیره ساخت
[...]
عمر اگر باقیست رنجشها کهن خواهد شدن
آن لبان تلخ گو شیرینسخن خواهد شدن
باز خواهد آمدن از نقش بازی ها خیال
این دو چشم بتگر من بت شکن خواهد شدن
پاسخ گفتار زشت ما هم استغفار ماست
[...]
وقت خط جان تو بیرون از بدن خواهد شدن
همچو گل پیراهن چاکت کفن خواهد شدن
از غبار خط شود سلطان حسنت خاکمال
ملک هندوستان تو را آخر وطن خواهد شدن
سنبل زلفت که پهلو می زند بر برگ گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.