گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر هم
در لرزه ز خوی تو نه دم بلکه اثر هم
یارب چه بلایی که دم عرض تمنا
اجزای نفس می خزد از بیم تو در هم
در آینه با خویش طرف گشته ای امروز
هان تیغ نگهدار و بینداز سپر هم
دیدیم که می مستی اسرار ندارد
رفتیم و به پیمانه فشردیم جگر هم
ای ناله نه تنها شب غم گرد ره تست
شبگیر ترا مشعله دارست سحر هم
با گرمی داغ دل ما چاره زبونست
پروانه این شمع بود پنبه مرهم
تا حسن به بی پردگی جلوه صلا زد
دیدیم که تاری ز نقابست نظر هم
چونست که در عرصه دهر اهل دلی نیست
در بحر کف و موج و حبابست و گهر هم
اسکندر و سرچشمه آبی که زلال ست
ما و لب لعلی که شرابست و شکر هم
تنها نه من از شوق تو در خاک تپانم
نشتر به رگ سنگ مزارست شرر هم
آن خانه برانداز به دل پرده نشین ست
ای دیده تو نامحرمی و حلقه در هم
تا بند نقاب که گشوده ست؟ که غالب
رخساره به ناخن صله دادیم و جگر هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره میکند. او به گم شدن در عشق و نورانیت وجود معشوق میپردازد و بیان میکند که دلش و حتی نفسش تحت تأثیر این عشق قرار گرفته است. در این میان، از درد و رنجهای شبانه و سوز دل سخن میگوید و اظهار میدارد که هر لحظه در جستجوی زیباییها و حقیقت عشق است. شاعر همچنین به تنهایی و عدم یافتن اهل دل در دنیای پر از مادیات و زرق و برق اشاره میکند. در نهایت، او معشوق را به عنوان منبع نور و زیبایی در زندگیاش معرفی میکند و از اشتیاق خود برای وصل به او میگوید.
هوش مصنوعی: دل به کوی تو گم شده و حتی خبر از وجود تو نیز در اضطراب است؛ نه تنها ندا بلکه نشانهای از تو نیز در حال لرزیدن است.
هوش مصنوعی: ای خدا، چه مصیبت و اضطرابی که در هنگام درخواست و خواستهها، وجودم به خاطر ترس از تو، به هم میریزد و دچار آشفتگی میشود.
هوش مصنوعی: امروز به تماشای خود در آینه نشستهای، پس تیغ خود را بردار و سپر را به یک طرف بینداز.
هوش مصنوعی: دیدیم که مستی بدون راز و رمز است، بنابراین ما هم به نوشیدنی روی آوردیم و دلمان را به آن سپردیم.
هوش مصنوعی: ای ناله، تنها در شب غم، تو در مسیر آن قرار داری؛ اما بدان که در سحر، روشنایی و امید به تو میتابد.
هوش مصنوعی: دل ما در آتش عشق میسوزد و تنها راه بیان این احساسات، کلام است. پروانهای که به دور شمع میچرخد، در واقع نشانهای از وابستگی و جذب شدن به نور و عشق است، مثل پنبهای که بر روی زخم مینشینیم تا کمی التیام بیاورد.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی بیپرده نمایان شد و صدا زد، متوجه شدیم که نگاه ما هنوز تحت تأثیر حجاب و پرده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، افرادی که دل پاک و دلسوز دارند، بسیار کماند. تمام آنچه که به چشم میآید، تنها موجها، حبابها و زرق و برقهای ظاهری است و اگر دقیق شویم، در واقع چیزی از ارزش واقعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اسکندر و چشمه آبی که بسیار شفاف و زلال است، ما هستیم و لبان زیبا و شیرینی که نوشیدنی شگفتانگیز و گوارا را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: تنها من نیستم که از عشق تو در غم و اندوه به خود میپیچم، بلکه عواطف شدید و شعلهور دیگری هم در دل سنگ قبرها وجود دارد.
هوش مصنوعی: آن خانهای که چشمها را به خود میکشاند، در دلش محبت و رازهایی نهفته است. ای چشم، تو مانند کسی ناپسند هستی که در مقابل این جا نمیتوانی وارد شوی و از در آن خانه به درون بروی.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی پرده را کنار خواهیم زد؟ زیرا که به خاطر زیبایی چهرهاش، دلم را هم بر اثر عشق آزار دادهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر گردِرخت سبزه و گل سر زده در هم
دارد چمنت برگ گل و سبزة تر هم
شیرینی و شوری ز شکر خنده و دشمنام
در حلقة لعل تو نمک هست و شکر هم
کوته نکند دست تطاول ز اسیران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.