دگر نگاه ترا مست ناز میخواهم
حساب فتنه ز ایام باز میخواهم
وفا خوش است اگر داغ همفنی بود
زبانههای سمندرگداز میخواهم
گذشتم از گله در وصل فرصتم بادا
زبان کوته و دست دراز میخواهم
گرفته خاطر از اسباب و سرخوشی باقیست
ترانهای که نگنجد به ساز میخواهم
دویی نمانده و من شکوه سنجم اینت شگفت
میانه تو و خویش امتیاز میخواهم
برون میا که هم از منظر کناره بام
نظارهای ز در نیم باز میخواهم
چو نیست گوش حریفان سزای آویزه
همان نسفته گهرهای راز میخواهم
زمانه خاک مرا در نظر نمیآرد
ز نقش پای تواَش سرفراز میخواهم
همین بس است که میرم ز رشک خواهش غیر
ز عرض ناز ترا بینیاز میخواهم
وکیل غالب خونین دلم سفارش نیست
به شکوه تو زبان را مجاز میخواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساساتی عمیق و عشق واقعی را بیان میکند. او از معشوقش خواستار نگاهی پرمهر و دلسوزانه است و از فتنههای روزگار دوری میجوید. وفا را با داغ و درد توأم میداند و در پی لحظاتی خوش و دلنشین است. شاعر از محدودیتهای زبانی و فیزیکی ابراز نارضایتی میکند و خواهان ارتباطی واقعی و عمیقتر است. او در جستجوی معانی عمیقتری از عشق و زیباییهای پنهان زندگی است و دوست دارد از تجارب و احساساتش با معشوقش صحبت کند. همچنین، او احساس میکند که در زمانهای قرار دارد که به حقیقت و زیباییهایش توجه نمیشود و میخواهد از غم و حسرت دور باشد و از معشوقش بینیاز شود. در نهایت، او از زیبایی و شکوه معشوقش به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: به دنبال نگاهی هستم که مانند قبل مرا شگفتزده و خیالانگیز کند و دوست دارم حساب و کتاب عشق و عواطف رنگین را از روزهای گذشته به یاد آورم.
هوش مصنوعی: اگر وفا در عشق به گونهای باشد که درد و رنجی را در بر داشته باشد، من خواهان آتش و شدت آن عشق همچون شعلههای آتشین سمندر هستم.
هوش مصنوعی: من از نگرانیها و نارضایتیها گذشتهام و در این زمان که میتوانم به وصالی برسم خوشحالم. هرچند که نمیتوانم به خوبی از عواطف و احساساتم بگویم، اما دلم میخواهد به دست آوردن آنچه در جستجویش هستم ادامه دهم.
هوش مصنوعی: از چیزهایی که به من خوشی میدهند دور شدهام و حالا میخواهم نغمهای بسازم که نتوان آن را با هیچ سازی محدود کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که دیگر چیزی برای مقایسه باقی نمانده و من به جای شکایت، به بررسی و سنجش کیفیت ارتباط خود با تو میپردازم. این موضوع برایم جالب است که چگونه میان تو و خودم تفاوتها و ویژگیهای خاصی وجود دارد که میخواهم به آنها پی ببرم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شخصی از کسی میخواهد که از جایش بیرون نیاید، چرا که او میخواهد دیدی نسبت به منظرهای که از لبه بام قابل مشاهده است، داشته باشد و به همین دلیل در نیمه باز در میکوشد تا آن را تماشا کند.
هوش مصنوعی: وقتی که گوش حریفان مناسب شنیدن نیست، من میخواهم همان گوهرهای پنهان را که ارزش آنها به کار نمیرود، به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: دنیا به من اهمیت نمیدهد و مرا فراموش کرده است، اما من میخواهم که همیشه از آثار و نشانههای تو به خوبی یاد کنم.
هوش مصنوعی: من فقط به خاطر حسادت به درخواست دیگران از تو دور میشوم و به این باور رسیدهام که برای دلبری و ناز تو نیازی به چیزی دیگر ندارم.
هوش مصنوعی: وکیل غالب، دلی پر از درد و غم دارد و نمیخواهد که به بزرگی و عظمت تو، زبانی به کار برود. او تنها میخواهد که از احساساتش به شکلی محدود و آزادانه سخن بگوید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.