گنجور

 
غالب دهلوی

تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافل

چون غرقه ای که ماند رختش به سوی ساحل

داغم به شعله زایی انداز برق خاطف

سعیم به نارسایی پرواز مرغ بسمل

ذوق شهادتم را دست قضا به حنا

سیر سعادتم را پای ستاره در گل

اندیشه را سراسر حشری ست در برابر

نظاره را دمادم برقی ست در مقابل

فرسوده گشت پایم از پویه های هرزه

آشفته شد دماغم ز اندیشه های باطل

هم در خمار دوشین حالم تبه به صحرا

هم در بهای صهبا رختم گرو به منزل

شمعم ز روسیاهی داغ جبین خلوت

چنگم ز بینوایی ننگ بساط محفل

راز تو در نهفتن تبخاله ریخت بر لب

تیر تو در گذشتن پیکان گداخت در دل

نظاره با ادایت موسی و طور سینا

اندیشه با بلایت هاروت و چاه بابل

با من نموده مجنون بیعت به فن سودا

بر تو فشانده لیلی زیور ز طرف محمل

غالب به غصه شادم مرگم به خویش آسان

در چاره نامرادم کارم ز دوست مشکل

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اثیر اخسیکتی

بفراخت رایت حق، برتافت روی باطل

الب ارسلان ثانی، شاه ارسلان طغرل

پر خار قهر بادا، چشم بدان که الحق

ملکی است بس برونق، شاهی است سخت عادل

هر دم عقاب فتنه، در خون خود بغلتد

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل

وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل

زلف تو بر بنا گوش، ثعبان و دست موسی

خال تو بر نخدان ، هاروت و چاه بابل

دو رسته درّ دندان، چون از رخت بتابد

[...]

ابن یمین

ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل

بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل

هم خط مشکبارت اثبات دور کرده

هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل

خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین

[...]

سلمان ساوجی

زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل

خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل

ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو

وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل

زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی

[...]

جهان ملک خاتون

تا چند حال ما را آشفته داری ای دل

از زلف خوبرویان در بند و در سلاسل

تا چند باشم از غم شوریده حال و بی دل

تا چند باشی ای جان از حال بنده غافل

دل را ز دست دادم بی فکر الله الله

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه