تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
ما را به هیچ کشته و ممنون نکرده کس
فرصت ز دست رفته و حسرت فشرده پای
کار از دوا گذشته و افسون نکرده کس
داغم ز عاشقان که ستمهای دوست را
نسبت به مهربانی گردون نکرده کس
یا پیش از این بلای جگرتشنگی نبود
یا چون من التفات به جیحون نکرده کس
یارب به زاهدان چه دهی خلد رایگان؟
جور بتان ندیده و دل خون نکرده کس
جان دادن و به کام رسیدن ز ما ولی
آه از بهای بوسه که افزون نکرده کس
شرمنده دلیم و رضاجوی قاتلیم
ما چون کنیم چاره خود چون نکرده کس؟
پیچد به خود ز وحشت من پیش بین من
تشبیه من هنوز به مجنون نکرده کس
گیرد مرا به پرسش بیرنگی سرشک
گویی حساب اشک جگرگون نکرده کس
غالب ز حسرتی چه سرایی که در غزل
چون او تلاش معنی و مضمون نکرده کس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی احساسات عمیق و درد عاشقانه شاعر میپردازد. او از بیکسی و ناامیدی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که نه کسی به یاری او آمده و نه کسی به دردهای او توجه کرده است. شاعر به یاد عاشقان گذشته و ستمهایی که از طرف معشوقان کشیده، حسرت میخورد و در مورد تجربههای تلخی که به دست آورده، سخن میگوید. همچنین، او در مسأله عشق و قربانی شدن برای آن، با تردید و اندوه صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که هیچکس مانند او در تلاش برای بیان معنا و مفهوم عشق نبوده است. این احساس غربت و افسوس در کلام شاعر به وضوح حس میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس بیدلیل و بدون انگیزه، شمشیرش را از غلاف بیرون نمیآورد، هیچکس نیز ما را به خاطر هیچ چیزی کشته و متشکر نکرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که فرصتها از بین میروند و انسان حسرت آنها را بر دل مینهد، تلاش و کوششهایش نیز بیفایده میشود و هیچ کسی نمیتواند او را از این حال نجات دهد.
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که عاشقان به خاطر ستمهای دوست متحمل شدهاند، آزردهام؛ زیرا کسی مهر و محبت آسمانی را با این ستمها مقایسه نکرده است.
هوش مصنوعی: یا قبل از من هیچکس به درد تشنگی دچار نبوده، یا اگر بوده، کسی به زیبایی و عظمت جیحون توجه نکرده است.
هوش مصنوعی: ای خدا، به زاهدان چه پاداشی میدهی وقتی که در بهشت به راحتی به آنها دسترسی پیدا میکنند؟ زیرا کسی که از ظلم معشوقان آزار ندیده و دلش خون نشده، چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: زندگی و سرسپردگی ما باعث میشود که به آرزوهایمان برسیم، اما افسوس که هیچکس ارزش و بهای عشق و محبت را نمیداند و به آن افزوده نمیشود.
هوش مصنوعی: ما از اینکه دلمان راضی نیست، شرمندهایم و خود را مانند قاتلانی میدانیم که نمیدانند چگونه مشکل خود را حل کنند، چون هیچکس تاکنون درباره این موضوع چارهای نیندیشیده است.
هوش مصنوعی: از ترس من، به خود میپیچد و هیچکس هنوز به من نمیگوید که مشابه مجنون هستم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از من بپرسد که چه بر سر قلب من آمده و چرا اینقدر غمگین و گریانم، میگویم که هیچکس نمیتواند عمق درد و اندوه من را درک کند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، چه خانهی دلانگیزی ساختهام با حسرت، چرا که در شعر و غزل، کسی به اندازهی او برای تلاش در معنا و مفهوم تلاش نکرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
هستی تمام برده و محزون نکرده کس
تلخی به خنده گفته و باطل نکرده خیر
نوشی به قهر داده و ممنون نکرده کس
رنجور آن نگاهم و محتاج آن لبم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.