بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کردهاند
پارهای نزدیک در هر دورباشم کردهاند
ترسم از رسواییم آخر پشیمانی کشید
رازم و این شاهدان مست فاشم کردهاند
چرخ هرروزم غم فردا به خوردن میدهد
تا قیامت فارغ از فکر معاشم کردهاند
غیر گفتی روشناس چشم گوهربار هست
رازدان ناله الماس پاشم کردهاند
هرچه از بیطاقتی مزد ثباتم دادهاند
هرچه از اندوه صرف انتعاشم کردهاند
از تف داغت به دل دوزخ سرشتم خواندهاند
وز دم تیغت به تن مینو قماشم کردهاند
هم به صحرای جنون مجنون خطابم دادهاند
هم به کوه بیستون خارا تراشم کردهاند
چشم نبوم از چه رو خارم به جیب افشاندهاند
دل نباشم تا چرا رزق خراشم کردهاند
از چه غالب خواجگیهای جهان ننگ منست
گر نه با سلمان و بوذر خواجه تاشم کردهاند؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وضوح نشاندهندهٔ احساس درد و رنج گوینده است. او از زحمات و تلاشهای بیپایان خود سخن میگوید که به ناکامی و اندوه منجر شدهاند. او میترسد که به خاطر رسوایی و شرمساری به بیپناهی دچار شود و رازهایش برای دیگران فاش گردد. گوینده به طور مکرر از غم و دلتنگیهایی که روز به روز آن را تجربه میکند، گلایه میکند و به شرایط دشواری که در آن قرار دارد، اشاره میکند. او همچنین به موانع و چالشهای زندگیاش پرداخته و نشان میدهد که هر نوع تلاشی در نهایت به او فشار و رنج بیشتری وارد کرده است. شاعر با زبان شاعرانه و استعاری، احساسات عمیق خود را از نارضایتی و سرخوردگی نسبت به زندگی بیان میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر نادیده گرفتن و بیاحترامیهایی که به من شده، در تلاش هستم تا خودم را بهتر کنم و متوجه شوم که در هر لحظه میتوانم به کسی نزدیکتر شوم.
هوش مصنوعی: من نگرانم که در نهایت رسوا شوم، زیرا رازم را کشف کردهاند و این شاهدان مست، حقیقت را آشکار کردهاند.
هوش مصنوعی: زندگی هر روز من با غم فردا پر شده است، به طوری که تا همیشه از فکر تأمین معیشت راحت شدهام.
هوش مصنوعی: غیر از تو هیچکس نیست که راز چشمانت را بشناسد. نالهای که از دل الماس برمیخیزد، به خاطر توست.
هوش مصنوعی: هرچه از بیتابی و ناتوانی به من دادهاند، هرچه از غم و اندوهم برای بهبودیام صرف کردهاند.
هوش مصنوعی: از حرارت عشق تو، دل من به آتش دوزخ دچار شده و از ضربهی تند محبتت، جسم من به لطافتی مانند بهشت رسیده است.
هوش مصنوعی: مرا هم در بیابان دیوانگی مجنون نامیدهاند و هم از سنگ کوه بیستون مجسمهای از من ساختهاند.
هوش مصنوعی: چشمم نمیداند چرا خار به جیبم ریختهاند، و دل من نیست تا بفهمم چرا روزیام را از من گرفتهاند.
هوش مصنوعی: چرا باید از برخی افتخارات دنیا شرمنده باشم، وقتی که سلمان و بوذر هم از طبقهی خواجگان بودند و دیگران نیز به آنها ارادت دارند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.