نادان صنم من روش کار نداند
بر هر که کند رحم سر از بار نداند
بی دشنه و خنجر نبود معتقد زخم
دلهای عزیزان به غم افگار نداند
بر تشنه لب بادیه سوزد دلش از مهر
اندوه جگر تشنه دیدار نداند
گویم سخن از رنج و به راحت کندش طرح
روز سیه از سایه دیوار نداند
دل را به غم آتشکده راز نسنجد
دم را به تف ناله شرربار نداند
عنوان هواداری احباب نبیند
پایان هوسناکی اغیار نداند
دشوار بود مردن و دشوارتر از مرگ
آنست که من میرم و دشوار نداند
دانم که ندانست و ندانم که غم من
خود کمتر از آنست که بسیار نداند
از ناکسی خویش چه مقدار عزیزم
در عربده خوارم کند و خوار نداند
گردم سر آوازه آزادگی خویش
صد ره نهدم بند و گرفتار نداند
فصلی ز دل آشوبی درمان بسرایید
تا چند به خود پیچم و غمخوار نداند
پیمانه بر آن رند حرام ست که غالب
در بیخودی اندازه گفتار نداند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان درد و رنجهای عاطفی و اجتماعی میپردازد. شاعر از نادانی افرادی که به خود ظلم میکنند و نسبت به احساسات و غمهای دیگران بیتوجهاند، سخن میگوید. او به ویژه بر عدم درک و فهم عمیق عشق و دوستی تاکید دارد و بیان میکند که مرگ سخت است، اما دشوارتر از آن زندگیای است که با نادانی و بیاحساسی سپری شود. شاعر همچنین به آزادی و استقامت خود اشاره میکند و اشاره میکند که نمیتواند به تنهایی با غمهایش کنار بیاید. در نهایت، او از بیخودیش و بیتوجهی به واقعیتهای زندگی شکایت دارد.
هوش مصنوعی: عشق من بیخبر از روشهای زندگی است و نمیداند که با هر کسی که مهربانی کند، چه عواقبی ممکن است پیش بیاید.
هوش مصنوعی: بدون وجود دشنه و خنجر، کسی که به عشق و محبت باور دارد، زخم دلهای عزیزان را نمیشناسد و غم آنها را درک نمیکند.
هوش مصنوعی: دل او از عشق سوخته و به خاطر فراق یار، شدیداً دلتنگ و ناراحت است، اما او نمیداند که این درد ناشی از عشق و اشتیاق به دیدار معشوق است.
هوش مصنوعی: میگویم درباره درد و رنج، ولی او درک نمیکند که چگونه از سایه دیوارها، نقشه و طرحی برای روزهای تیره و سیاه میکشم.
هوش مصنوعی: دل نمیتواند غم و آتش را اندازهگیری کند و نمیداند که در هر لحظه، چطور باید این نالههای پر از درد را تحمل کند.
هوش مصنوعی: دوستداران هیچگاه از عشق و علاقهاشان به محبوب دست نمیکشند و غیر از خودشان، هیچکس نمیتواند طعم و لذت این عشق را درک کند.
هوش مصنوعی: مردن کار سختی است و از آن سختتر این است که من بروم و کسی سختی آن را درک نکند.
هوش مصنوعی: میدانم که دیگران درکش نمیکنند و خودم هم نمیدانم که آیا غم من واقعاً کمتر از آن است که دیگران نمیدانند.
هوش مصنوعی: من از شخصی که هیچ ارزشی ندارد، چه مقدار برایم احترام قائل است؛ در حالی که به راحتی میتواند مرا تحقیر کند و خود را برتر ببیند.
هوش مصنوعی: من با آوازه آزادی خود، بارها و بارها زنجیرهایم را پاره کردهام و کسی نمیداند که چگونه گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: فصل جدیدی از دلمشغولیهایم را روایت کن تا اینکه دیگر مدام در خودم نپیچم و کسی از غمهایم باخبر نشود.
هوش مصنوعی: پیمانهای که به آن فرد دمدمی مزاج داده شود، ناپسند است زیرا او در حالت بیخودی نمیتواند حد و اندازه سخنانش را بفهمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سریست مرا با تو که اغیار نداند
کاسرار می عشق تو هشیار نداند
در دایرهٔ عشق هر آنکس که نهد پای
از شوق خطت نقطه ز پرگار نداند
گر بلبل دلسوخته بیرون رود از باغ
[...]
از دل گله ی ما ره اظهار نداند
عاشق بود آن طفل که گفتار نداند
تعلیم ازان گیر که گفتار نداند
شاگرد کسی باش که بسیار نداند
آن خسته دلانیم که ویرانی ما را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.