گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
از آن که دررسد از راه میهمانش و لرزد
نفس به گرد دل از مهر می تپد به فراقت
چو طایری که بسوزانی آشیانش و لرزد
منم به وصل به گنجینه راه یافته دزدی
که در ضمیر بود بیم پاسبانش و لرزد
دگر به کام خود ای دل چه بهره برد توانی
ز ساده ای که زنی بوسه بر دهانش و لرزد
نترسد ار ز گسستن خدا نخواسته باشد
چرا رسد سر آن طره بر میانش و لرزد؟
ز شور ناله دل دارد اضطراب روانم
چو رایضی که ز کف در رود عنانش و لرزد
ز جنبش مژه مانی دم نگاه به مستی
که بی اراده جهد تیر از کمانش و لرزد
ز شیخ وجد به ذوق نشاط نغمه نیابی
مگر به دل گذرد مرگ ناگهانش و لرزد
فغان ز خجلت صراف کم عیار که ناگه
برآورند زر قلب از دکانش و لرزد
گر از فشاندن جان شور نیست در سر غالب
چرا به سجده نهد سر بر آستانش و لرزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند که ناشی از عشق و اشتیاق به معشوق است. او از گرسنگی روح و انتظار برای آمدن میهمان صحبت میکند و نشان میدهد که چقدر دلش به خاطر جدایی میتپد. شاعر به نوعی حس ترس و بیقراری را توصیف میکند که ناشی از عشق است و به تضاد میان وصال و فراق میپردازد. او همچنین با تشبیههایی مانند پرندهای که آشیانش را سوزاندهاند، بیان میکند که چقدر ناامید و نگران است. در نهایت، شاعر به وضعیتهای مختلفی اشاره میکند که در آن احساساتش به او زور میزند و نشان میدهد که عشق میتواند احساس اضطراب و نگرانی را ایجاد کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به شدت گرسنه باشد، از فقر و تنگدستیاش بیتاب میشود و به شدت میترسد که شاید مهمانش از راه برسد و شرایط را برای او دشوارتر کند.
هوش مصنوعی: نفس انسان به دور دل از عشق میتپد، مانند پرندهای که آشیانهاش را بسوزانی و از آسیب به لرزه درآید در جدایی تو.
هوش مصنوعی: من به گنجینهای وصل شدم که دزدی در درونش است و از بیم پاسبانش میلرزد.
هوش مصنوعی: ای دل! دیگر چه بهرهای میتوانی از کسی ببری که با سادگیاش تو را نوازش میکند و تو را در آغوش میگیرد، در حالی که از ترس لرزیده است؟
هوش مصنوعی: اگر خدا نخواهد که رابطهای قطع شود، کسی نباید بترسد. زیرا چه دلیلی دارد که آن مو (سمبل زیبایی و عشق) بر سر او بیفتد و او دچار لرزش و اضطراب شود؟
هوش مصنوعی: دل من از شدت احساسات بیتاب است، مانند اسبی که کنترلش از دست خارج شده و به شدت میلرزد.
هوش مصنوعی: از تحرک مژههای تو، نگاه کردن به زیبایی به قدری مسحور کننده است که بیاختیار تیر عشق از کمان دل شلیک میشود و قلب را به تپش درمیآورد.
هوش مصنوعی: از یک روحانی نمیتوان به شوق و شادی لذت نغمه نی، جز آنکه ناگهان مرگ او را دچار لرزش و تزلزل کند.
هوش مصنوعی: آه از شرم صرافی که ارزش و اعتبارش کم است، زمانی که ناگهان قلبش را از دکانش بیرون میکشد و میلرزد.
هوش مصنوعی: اگر دلی پر از شور و هیجان نباشد، چرا غالب باید به سجدهاش برود و در برابر قدرتش لرزه بر تنش بیفتد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کند سپهر خم اندیشه کمانش و لرزد
شعاع مهر تصور کند سنانش و لرزد
به یاد رستم اگر زور بازوی تو درآید
چو چله بند شود تیر در کمانش و لرزد
اگر تصور قهرت کند ز بیم مکافات
[...]
زبان بهکام خموشی کشد بیانش و لرزد
نگه ز دور به حیرت دهد نشانش ولرزد
نگه نظاره کند از حیا نهانش و لرزد
زبان سخن کند از تنگی دهانش و لرزد
چه شوکت است ادبگاه حسن را که تبسم
[...]
خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد
چو شمع شعله کشد مغز استخوانش و لرزد
ز دورباش تو دارم نگه به دامن مژگان
چو بلبلی که خورد صرصر آشیانش و لرزد
غبار دامن ناز تو را چو سرمه ز عزّت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.