جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را
از سینه ریز بیرون مانند تیغ دم را
از وحشت برونم بنگر غم درونم
آمیزش غریبی باشد به هوش رم را
گویند می نویسد قاتل برات خیری
یارب شکسته باشد بر نام ما قلم را
بی وجه در رهت نیست از پا فتادن من
بر دیده می نشانم در هر قدم، قدم را
سوگند کشتنم خورد از غصه جان سپردم
کردم ز بی نیازی خون در جگر قسم را
در نامه تا نبشتی بر من نوید قتلی
در دل چو جوهر تیغ جا داده ام رقم را
بیدادگر ندارد سرمایه تواضع
تیغت به رسم یغما از ما ربوده خم را
کاشانه گشت ویران، ویرانه دلگشاتر
دیوار و در نسازد زندانیان غم را
مانند خارزاری کاتش زنند در وی
سوزد ز بیم خویت اجزای ناله هم را
در مشرب حریفان منع است خودنمایی
بنگر که چون سکندر آیینه نیست جم را
زاهد مناز چندین زنارم ار گسستی
از جبهه ام ندزدد کس سجده صنم را
اشکی نماند باقی از فرط گریه غالب
سیلی رسید و گویی از دیده شست نم را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و ستمی که بر او رفته سخن میگوید. او احساس خفگی و وحشت دارد و به غم درونش اشاره میکند. با تصویر قتل، نشان میدهد که مصیبتهایش چنان بزرگ است که حتی نوشتهای از قاتل بر دلش سنگینی میکند. شاعر در تلاش است تا احساس بینیازی و غم را با هم ترکیب کند و نشان دهد که آزار و ستم او را به نکبت کشیده است. او از ویرانی دلش و غمهایش میگوید و سوگند میخورد که از شدت غم جان سپرده است. در نهایت، شاعر از عدم تسلیم و عمق غمهایش صحبت میکند و بیان میکند که این غم به حدی است که اشکهایش نیز بینهایت شدهاند.
هوش مصنوعی: ای دل، جان طاقت تحمل ستم را ندارد، پس باید از درون خود مانند تیغی که از دم بیرون میآید، این احساسات را خارج کنی.
هوش مصنوعی: نگاهی به من بینداز که چگونه درونم پر از غم است و این دو حالت، یعنی وحشت بیرونی و درد درونی، به طرز عجیبی با هم ترکیب شدهاند.
هوش مصنوعی: میگویند اگر قاتل در حال نوشتن باشد، ممکن است که نام ما را بهعنوان کسی که آسیب دیده، زیر سوال ببرد.
هوش مصنوعی: بی دلیل و بی سبب در مسیر تو از پا میافتم. در هر قدمی که برمیدارم، نشانهای از خود بر جای میگذارم.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که به من دست داد، قسم خوردم که بمیرم و از روی بی نیازی، دلم را به درد خونین کردم.
هوش مصنوعی: در نامهات وقتی خبر کشتن را برایم ننوشتی، در دل من گوهری مشابه تیغ قرار دارد که نشان از درد و غم را حک کرده است.
هوش مصنوعی: ظالم هیچ سهمی از فروتنی ندارد، تیغ تو به روش غارتگری، خم را از ما ربوده است.
هوش مصنوعی: خانه ویران شد، اما ویرانی دل را روشنتر میکند، زیرا دیوار و در نمیتواند غمگینان را محصور کند.
هوش مصنوعی: مانند یک دشت پر از خار که آتش به آن زدهاند، از ترس وجودت، اجزای ناله در آن میسوزند.
هوش مصنوعی: در محافل دوستان، خودستایی و خودنمایی ممنوع است. به یاد داشته باش که مانند سکندر، هیچ آینهای نمیتواند بزرگی جم (یا فردی بزرگ) را نشان دهد.
هوش مصنوعی: زاهد، چرا اینقدر به نگاه کردن به ظواهر مشغولی؟ حتی اگر من زنجیرهایی که به خود بستهام را پاره کنی، هیچکس نمیتواند جلوه الهی را که من در پرستش معشوقم تجربه میکنم، از من بگیرد.
هوش مصنوعی: بعد از آنقدر گریه که دیگر اشکی از چشمم باقی نمانده، انگار آب به صورتم پاشیدهاند و همه چیز را شسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
هست از پیش خرابی درویش و محتشم را
من خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعه
لغزید پای رندان صد صاحب کرم را
گر در شراب عشقم از تیغ می زنی حد
[...]
تا در پی دهانش بگذاشتم قدم را
گفتم به هر وجودی کیفیت عدم را
محمود بوسه میزد پای ایاز و میگفت
بنگر چه میکند عشق سلطان محتشم را
بر تختگاه شاهی آسوده کی توان شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.