گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹

 
قاآنی
قاآنی » غزلیات
 

واقفی ای پیک چون ز حال دل زار

حال دل زار گو بیار دل آزار

یار دل آزار من وفا نشناسد

وه که عجب نعمتیست یار وفادار

یار وفادار ار به چنگ من افتد

باک ندارم ز دور چرخ جفاکار

چرخ جفاکار پای‌بند غمم کرد

کیست که رحمت کند به حال گرفتار

حال گرفتار خواهی از دل من پرس

بیمار آگه بود ز حالت بیمار

حالت بیمار خاصه در مرض دل

وان مرض دل ز عشق دلبر عیار

دلبر عیار شوخ خاصه چو محمود

کافت جان‌ها بود ز طرّهٔ طرار

طرّهٔ طرار او به حیلت و افسون

بس که دل خلق برده گشته گرانبار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر