تعرضی بفلک دوش کردم و گفتم
که ای نیافته کس از تعرض تو امان
کدام شیوه گزینم چه کار گیرم پیش
که عاقبت نرسانی مرا زیانی ازان
فلک ز روی غضب تند گشت و داد جواب
که بی گناه تعرض بحال من مرسان
من آن نیم که ز من بی جهت کسی رنجد
تعرضی که مرا هست بی وسیله مدان
گر از میانه چو خط دایره کنار گرفت
که از کنار بنقطه کشیدمش بمیان
گر از تعرض بیداد من حذر داری
توکلی کن و بردار دل ز کار جهان
مشو مقید منصب مبین ملالت عزل
مخواه فایده در عمل مکش نقصان
ترا نظایر و اقران گروه پاکانند
نگاه دار حدود نظایر و اقران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به فلک (زمان یا سرنوشت) اعتراض میکند و میگوید که هیچکس از شرّ تو در امان نیست. او از فلک میخواهد بگوید چه تدبیری باید بیندیشد که به او آسیبی نرسد. فلک در پاسخ میگوید که او بیگناه است و نباید متعرض او شود. شاعر تأکید میکند که او کسی نیست که بیدلیل رنج دیگری را برتابد و از فلک میخواهد که به بیدلیل اذیتش نکند. اگر فلک بخواهد او را رنجانی کند، بهتر است بر دنیا دل نبندد و از عواقب آن پرهیز کند. او همچنین ذکر میکند که نباید به مقام و منصب وابسته باشد و از درد دل دربارهاش نگران شود. شاعر در پایان به پاکان اشاره میکند و میگوید که باید به حقوق یکدیگر احترام گذاشت.
هوش مصنوعی: دوش به آسمان اعتراض کردم و گفتم که هیچکس از حملات تو در امان نیست.
هوش مصنوعی: کدام راه را برگزینم و چه اقدامی انجام دهم که در نهایت به من ضرر نرسانی؟
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر خشمش به شدت تند شده و پاسخ میدهد که به من بدون علت آسیب نرسانید.
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که بدون دلیل کسی را بیازارم؛ بنابراین اگر کسی به من آسیب بزند، محتاطانه به او پاسخ نمیدهم.
هوش مصنوعی: اگر از وسط دایره یک خط بکشند و آن را به کناری ببرند، به نقطهای که از آن خط کشیده شده است، نزدیکتر میشود.
هوش مصنوعی: اگر از آزار و ظلم من ترس داری، به خداوند توکل کن و دلت را از مشکلات و دنیای اینجا خالی کن.
هوش مصنوعی: در زندگی خود به دنبال قدرت و مقام نباش، زیرا ممکن است به ناامیدی و خستگی منجر شود. اگر در کارهایت برکت و فایدهای وجود نداشته باشد، هیچ نقصی در انجام آن کار نیست.
هوش مصنوعی: دوستان و همنَفسهای تو از میان پاکان و نیکوکاران هستند، پس باید حدود و قوانین این نیکوکاران را رعایت کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
توانگری و بزرگی و کام دل بجهان
نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان
یمین دولت کایام ازو شود میمون
امین ملت کایمان ازو شود تابان
همه عنایت یزدان بجمله بهرۀ اوست
[...]
بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان
نیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان
یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوک
امین ملت محمود پادشاه جهان
خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد
[...]
بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
برنگ لاله می از یار لاله روی ستان
جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم
می جوان بجوان ده درین بهار جوان
بشادکامی امروز داد خویش بده
[...]
اگر نجست زمانه بلای خلق جهان
چرا ز خلق جهان روی او بکرد نهان
اگر نخواست دلم زار و مستمند چنین
چرا نگاشت رخش خوب و دلفریب چنان
اگر نگشت دل من تنور آتش عشق
[...]
شب دراز و ره دور و غربت و احزان
چگونه ماند تن یا چگونه ماند جان
بسان مردم بی هوش گشته زار و نزار
دلم ز درد غریبی تن از غم بهتان
مرا دو دیده به سیر ستارگان مانده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.