در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
کی غم آن راحت جانم ز جان آید برون
می مده ساقی مکن کاری که ناگه پیش خلق
سر لعل او بمستی از زبان آید برون
خواستم کآرم خدنگش را برون از استخوان
باز ترسیدم که مغز استخوان آید برون
دل ندارد طاقت سوز درونم کاشکی
خون شود وز راه چشم خون فشان آید برون
بر قد خم گشته ام رحمی بکن ز آهم بترس
سرو من مگذار کین تیر از کمان آید برون
دی برون آمد شدم رسوای عالم اینچنین
آه اگر امروز دیگر آنچنان آید برون
چون نمودی رخ فضولی را مران از کوی خود
بلبل گل دیده از گلشن چه سان آید برون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و اندوه شاعر است. او از درد و رنجی که در درونش وجود دارد صحبت میکند و توضیح میدهد که اگر جانش از جسمش جدا شود نیز غم او از بین نمیرود. شاعر از ساقی میخواهد که او را مست نکند تا رازهایش فاش نشود و به همین ترتیب از ترس اینکه عشقش باعث درد بیشتر او شود، خودداری میکند. او حس میکند که دلش طاقت سوزش را ندارد و آرزو دارد که این درد به خون تبدیل شود و از چشمانش بریزد. در نهایت، او با ناامیدی به این نتیجه میرسد که اگر امروز هم دچار دردی مشابه شود، مجددا رسوا خواهد شد. شعر به نوعی به عشق، غم و رنج کشیدن اشاره دارد که به طور عمیقی در وجود شاعر ریشه دوانده است.
هوش مصنوعی: اگر در غم من، جان ناتوانم از بدن خارج شود، آیا هیچ وقت حزن و اندوهی که آرامش جانم است، از جانم جدا خواهد شد؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب نده و کاری نکن که ناگهان در میان جمعیت رنگ لبت از مستی بر زبانم بیفتد و برملا شود.
هوش مصنوعی: خواستم تیرش را از درون استخوان بیرون بکشم، اما از ترس این که مغز استخوان هم بیرون بیاید، ترسیدم.
هوش مصنوعی: دل من دیگر تحمل درد و آتش درونش را ندارد. کاش که به جای این احساس، خون شود و از چشمانم بریزد.
هوش مصنوعی: من به خاطر ناراحتی و اندوهی که دارم، به شدت خمیده و شکسته شدم. کمی رحم کن و از نالههایم بترس، ای سرو زیبای من، نگذار که این تیر اندوه و درد از دل من بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: دیروز از خانه بیرون آمدم و به خاطر کارهایم در نظر دیگران رسوا شدم. ای کاش امروز هم به همین شکل از خانه خارج شوم.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی زیبا و کنجکاوی را نشان دادی، او را از کوی خود دور نکن. بلبل که گل را دیده است، چگونه میتواند از باغ بیرون بیاید؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
از تنور سرد هیهات است نان آید برون
جسم سوزان مرا خاک از دهن بیرون فکند
چون هما از عهده این استخوان آید برون؟
هر کجا بی پرده گردد روی آتشناک او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.