به جان دور از تو ای شمع از غم شبهای تارم من
مرا شب گشت از غم چند شب را زنده دارم من
مقیم گوشهٔ تنهاییم، کارم فغان کردن
چه حالست این که دارم؟ در کجایم؟ در چه کارم من؟
ترا منع از رخ او کردهام ای مردمِ دیده
به رویت چون گشایم چشم؟ از تو شرمسارم من
نشد زایل ز من آن بیقراری در غمِ عشقت
غم عشق تو شد افزون ولی در یک قرارم من
گر از نظارهام بد میبری مگشا نقاب از رخ
چه سود از منع من در دیدنت بیاختیارم من
ز حالم مردم صاحبنظر دارند آگاهی
چه میدانند بیدردان خراب چشم یارم من
به آب دیده تسکین حرارت چون دهم خود را
فضولی کشتهٔ لعلِ بُتانِ گلعذارم من


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و غم ناشی از دوری معشوق خود میسراید. او از تنهایی و فغانهای خود در شبهای تار میگوید و تأکید میکند که این غم هیچ گاه از دلش زایل نمیشود، بلکه روز به روز بیشتر میشود. شاعر احساس شرمساری دارد که نمیتواند چهره معشوق را ببیند و از نگاهی که میتواند او را رنج دهد، هراسان است. او به دیگران میگوید که آنها از حالش بیخبرند و نمیدانند که این بی قراری ناشی از عشق است. در انتها، شاعر در تلاش است تا با اشک ریختن، آتش دلتنگیاش را تسکین دهد و به زیبایی معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر تو، ای شمع، از غم شبهای تاریک و بینورت در رنج هستم. من به خاطر این درد و اندوه میتوانم شبهای بیشماری را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: من در گوشهای تنها نشستهام و فقط در حال فریاد زدن از درد و ناامیدیام هستم. احساسی بد دارم و نمیدانم در کجا هستم و چه چیزی برایم پیش آمده است.
هوش مصنوعی: من تو را از دیدن چهرهاش منع کردهام، ای کسانی که به رویت خیره شدهاید. حالا چگونه میتوانم چشمانم را باز کنم؟ من از تو شرمندهام.
هوش مصنوعی: غم و بیقراری من به خاطر عشق تو هرگز از بین نرفته است. گرچه درد و غم عشق تو بیشتر شده، اما من حالا در یک آرامش نسبی هستم.
هوش مصنوعی: اگر تو از دیدن من بد میکنی، چرا نقاب از چهرهات بر نمیداری؟ چه فایده دارد که من خود را از دیدنت محروم کنم در حالی که خودم بهطور ناخودآگاه به تو نگاه میکنم؟
هوش مصنوعی: من از شرایط خودم به خوبی آگاه هستم و افرادی که در این زمینه دانا هستند نیز از آن مطلعند. اما آنها که سختی و درد را نمیدانند، از وضع من و زیبایی چشم محبوبم بیخبرند.
هوش مصنوعی: با اشکهای خود آتش درونم را آرام میکنم، چون خود را در عشق زیبارویانی غرق کردهام که همچون لعل (سنگ قیمتی) هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.