روی میتابد ز من گر ماه تابان گویمش
می رود از پیشم از سرو خرامان گویمش
می خورد خون دلم گر گویمش جان منی
می شود از چشم من پنهان اگر جان گویمش
با چنین حسنی که رشک از لطف آن دارد ملک
هر که انسان گویدش نتوانم انسان گویمش
ای خوش آن وقتی که گویم حال دل پیشش ولی
هر چه گویم از پریشانی پریشان گویمش
سجده روی بتان را کفر می خواند فقیه
از مسلمانی نباشد گر مسلمان گویمش
نیست در دور رخش روی زمین را خال شب
با چنین رخساره چون شمع شبستان گویمش
تیغ بیدادش فضولی بر من احسانیست لیک
از بلای قطع میترسم که احسان گویمش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. او با زبان استعاره و تشبیه، از ماه و سرو یاد میکند و نشان میدهد که چگونه معشوقش به راحتی میتواند از او دور شود. شاعر به عواطف دردناک خود اشاره میکند و میگوید که اگر بگوید تو جان منی، معشوق به سرعت از او پنهان میشود. او همچنین میگوید هرچند در توصیف زیبایی معشوق دچار مشکل است، اما از شادی لحظات سخن گفتن با او لذت میبرد.
سپس شاعر به نظرات فقیه اشاره میکند که سجده بر بتان را کفر میداند و میگوید مسلمان، واقعی هیچ معنی خاصی ندارد. او از زیبایی معشوق خود میگوید و با آن مقایسه میکند که دیگر هیچ چیز بر روی زمین با آن زیبایی برابر نیست. در پایان به نوعی از احساس ترس و اضطراب اشاره میکند که ممکن است با تقدیر و فضاهای دشوار زندگی در محبت روبهرو شود.
هوش مصنوعی: اگر من بگویم که مثل ماه نور میتابم، او از پیش من میرود؛ و اگر بگویم که مثل سرو زیبا و خرامان است، باز هم میرود.
هوش مصنوعی: اگر به او بگویم که تو عزیزترین فرد هستی و جان منی، دل من به درد میآید و او از نظر من ناپدید میشود. اگر جانم را به او بگویم، به طور ناگهانی از چشمانم پنهان میشود.
هوش مصنوعی: با وجود زیبایی و خوبی که او دارد، حتی برای توصیفش به عنوان یک انسان هم دچار تردید میشوم، چون تمام ویژگیهایش فراتر از انسانیت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: زمانی بسیار خوشایند خواهد بود که بتوانم حال دلم را به او بگویم، اما هر چیزی که بگویم، به دلیل آشفتگی احوالم، به شکل نامفهومی بیان خواهم کرد.
هوش مصنوعی: فقیه میگوید که اگر کسی بر بتها سجده کند، نشان دهنده کفر اوست. اما اگر او را مسلمان بخوانم، به نظر میرسد که در واقعیت مسلمان نیست.
هوش مصنوعی: در کنار چهرهی زیبا و درخشانت، هیچکس را بر روی زمین نمیتوان یافت که به زیبایی و درخشش تو باشد. همچون شمعی در شب، من فقط میتوانم دربارهات سخن بگویم.
هوش مصنوعی: تیغ ستم او بر من مانند احسانی است، اما من از آسیبهای ناشی از آن میترسم و نمیتوانم او را مورد سپاس قرار دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.