می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
کرد دل بازیچه طفلان مرا پیرانه سر
اشک می ریزم چو از طفلان مرا سنگی رسد
چون نهال بارور کز سنگ می ریزد ثمر
نورسان را تا بفرزندی گزیدم در جهان
رسم شد فرزند را مهری نباشد بر پدر
چشم من چون مردم بی مایه طفل اشک را
متصل می پرورد اما بصد خون جگر
گاه در دل می کند آن طفل گه در دیده جا
نیست او را ذره از آب و از آتش حذر
عالم از سیل سرشکم شد خراب اما چه سود
دلبرم طفلست و او را نیست از عالم خبر
عاریند از حسن روزافزون جوانان وین سبب
هست میل دل فضولی را به طفلان بیشتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس غم و درد خود از بازیهای بیرحمانهی کودکان و بیتوجهی آنها به بزرگترها اشاره میکند. او احساس میکند که دلش به بازیچهای در دست این کودکان بدل شده و در نتیجه، اشک میریزد. شاعر از بیرحمی روزگار و نداشتن محبت فرزندان نسبت به پدران گلهمند است و میگوید که حتی اگر دلش با زجر پرورش یابد، فرزندان هیچگونه توجهی به احساسات او ندارند. او همچنین به زوال عالم و غمهای ناشی از این وضعیت اشاره میکند و به این حقیقت میپردازد که جوانان امروز از زیباییهای زندگی بیبهرهاند و به همین دلیل بیشتر به سمت بازیهای کودکانه سوق پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: هر بار که دلم را به دست یک کودک میسپارم، به شدت غمگین میشوم. انگار هر بار که کسی جدید وارد بازی میشود، من را بیشتر میسوزاند و از خودم دور میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که به من آسیبی میرسد، مثل کودکی که سنگی به او میخورد، اشک میریزم. اما مثل درختی که از سنگ درخت میدهد، من نیز میتوانم نتیجهگیری و ثمره خوبی از این سختیها بگیرم.
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، فرزندان از پدران خود جدا شده و دیگر به آنها محبت و احترامی که باید داشته باشند را نشان نمیدهند.
هوش مصنوعی: چشم من مانند چشمان بیفکر یک کودک، همواره اشک را به صورت پیوسته پرورش میدهد، ولی این کار با خون جگر و درد و رنج زیاد همراه است.
هوش مصنوعی: گاهی دل را درگیر احساسات میکند، آنچنان که در نگاه نمیتوان او را پیدا کرد. ذرهای از آب و آتش نیز او را نمیترساند.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر اشکهای من ویران شده است، اما چه فایده دارد؟ معشوق من هنوز بچه است و از این دنیا هیچ خبری ندارد.
هوش مصنوعی: جوانان از زیباییهای روزافزون محروماند و این موضوع باعث میشود که دلها بیشتر به سمت بچهها تمایل پیدا کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر
جامهای کش ابره از مشکت وز آتش آستر
طرفه باشد مشک پیوسته به آتش ماه و سال
و آتشی کو مشک را هرگز نسوزد طرفهتر
چون تواند دل برون آمد ز بند حلقههاش
[...]
بر گرفت از روی دریا ابر فروردین سفر
ز آسمان بر بوستان بارید مروارید تر
گه بروی بوستان اندر کشد پیروزه لوح
گه به روی آسمان اندر کشد سیمین سپر
هر زمانی بوستان را خلعتی پوشد جدا
[...]
اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
نیست سوی مرد دانا در دو عالم جز بشر
اصل شر است این حشر کز بوالبشر زاد و فساد
جز فساد و شر هرگز کی بود کار حشر؟
خیر و شر آن جهان از بهر او شد ساخته
[...]
ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر
دود سیماب از کمر ناگاه بنماید اثر
ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست
باز بگدازد همی قاروره را قاروره گر
ور سیاه و خشک شد بادام تر ، بیباک نیست
[...]
مابَقی فی النّاسِ حُرٌّ
لاٰوَلاٰفی الْجِنّ حُرٌّ
قَدْمَضیٰحُرُّ الْفَریَقیْنِ
فُحُلْو اُلْعَیْشِ مُرٌّ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.