گنجور

 
فضولی

کرد درد غیر را دلبر علاج

داد ما را رشک تغییر مزاج

ناصحا مستغنیم از پند تو

نیست با پند تو ما را احتیاج

باز نقد اشکم از سودای تو

داد بازار محبت را رواج

می دهم از دل بهر مه پاره

ره رو عشقم مرا اینست باج

خون دل گر خورد عشقت دور نیست

پادشاه از ملک می گیرد خراج

خاک بر سر می کنم دیوانه ام

گاه تختم گشته خاک و گاه تاج

یار می داند فضولی حال تو

عرض حاجت نیست محتاج لجاج

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

آمد این شبدیز با مرد خراج

دربجنبانید با بانگ و تلاج

حکیم نزاری

اولین تشخیص باید پس علاج

تا بیاید استقامت در مزاج

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
کمال خجندی

دل که شد زآن زلف سودایی مزاج

نیستش غیر از تو معجون علاج

زهر ناب از دست تو عذب فرات

بی تو آب زندگی ملح اجاج

زلفت از دامن فشاند آن خاک پای

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه