گنجور

 
فروغی بسطامی
 

کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی

دعای او به در دیر مستجابستی

به مستی از لب دردی‌کشی شنیدم دوش

که چاره همه دردی شراب نابستی

فغان که پرده ز کارم فکند پنجه عشق

هنوز چهره معشوق در حجابستی

نصیبم آن صف مژگان نشد به بیداری

هنوز طالع برگشته‌ام به خوابستی

شبی نظاره بدان شمع انجمن کردم

هنوز ز آتش دل دیده‌ام پرآبستی

به گریه گفتمش از رخ نقاب یک سو نه

به خنده گفت که خورشید در سحابستی

زکانه بوسه زند پای شه سواری را

که با تو از مدد بخت هم‌رکابستی

به خاک ریخته‌ای خون بی‌گناهان را

مگر به کیش تو خون ریختن ثوابستی

خوشا به حال شهیدی که در صف محشر

به خون ناحق او ناخنت خضابستی

حدیث قند نشاید بر دهان تو گفت

که در میانهٔ این هر دو شکر آبستی

فروغی از اثر پرتو محبت دوست

کمین تجلی من ماه و آفتابی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ا.محمدی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۰ نوشته:

در بیت آخر آفتابی باید تصحیح شود به آفتابستی

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.