چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین
حلقههای او بشمر، عقدههای کارم بین
از دمیدن خطش اشک من به دامن ریخت
هاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بین
دوش در گذرگاهی دامنش به دست آورد
سعی گرد من بنگر، کوشش غبارم بین
نقد هر دو عالم را باختم به یک دیدن
طرز بازیم بنگر، شیوهٔ قمارم بین
پر و بال عشقم را سایه بر سپهر افتاد
بال قدرتم بنگر، پر اقتدارم بین
میر انجمن جایی در صف نعالم داد
صدر عزتم بنگر، عین اعتبارم بین
هم به عشق مجبورم هم به عقل مختارم
با وجود مجبوری صاحب اختیارم بین
در کمال استغنا فقر و ذلتم دادند
در نهایت قدرت عجز و انکسارم بین
می به کوی خماران هر چه بود نوشیدم
با چنین می آشامی غایت خمارم بین
می کشد به مِیدانم ، صف کشیده مژگانش،
گر ز جنگ برگشتم مرد صد هزارم بین
ای که هیچ نشنیدی نالهٔ فروغی را
باری از ره رحمت چشم اشک بارم بین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویرسازی زیبایی از عشق و معشوق میپردازد. شاعر با توصیف زلف مشکین و چهره دلربای معشوق، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به تجربههای عاشقانهاش اشاره میکند و از ناتوانیهایش در برابر قدرت عشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که هزینهی عشق را با از دست دادن تمام داراییهای معنویاش پرداخت کرده و بر افزایش عشق، اختیار و مجبوریها تأکید میکند. همچنین، شعر نشاندهنده تضادهایی همچون فقر و ثروت، قدرت و ناتوانی است. در نهایت، شاعر میگوید که با وجود همه این چالشها، به زیبایی معشوق و تاثیر او بر دل و روح خود ادامه میدهد و از دردهای درونیاش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: بیا و زیبایی زلف مشکی او را بر چهرهام تماشا کن، و حلقههای زلفش را بشمار تا ببینی مشکلات و دشواریهای زندگیام را.
هوش مصنوعی: از اشک من که روی دامنش افتاده، میتوان هالهای را بر چهرهاش مشاهده کرد. در کنار من لالهای زیباست.
هوش مصنوعی: دیروز در راهی، لباسی از او به دستم افتاد. حالا به دور و برم نگاه کن و تلاش من را ببین.
هوش مصنوعی: تمام ثروت و امکانات دو جهانی را در یک نگاه از دست دادم. به شیوهٔ بازی من نگاه کن و طرز قمار کردنم را ببین.
هوش مصنوعی: عشق من مانند سایهای بر آسمان گسترده شده است. به قدرت و تواناییام نگاه کن و ببین که چقدر قوی و با اقتدار هستم.
هوش مصنوعی: من در جمع بزرگان، مقام و منزلتی دارم. به جایگاه و اعتبارم خوب نگاه کن، تا ارزش و عظمت من را ببینی.
هوش مصنوعی: من هم از روی عشق مجبورم و هم از روی عقل مختارم، اما با وجود این مجبوری، هنوز صاحب اختیار خودم هستم.
هوش مصنوعی: در اوج بینیازی، من را به فقر و خفت مبتلا کردند و در اوج قدرت و تواناییام، ضعف و ناتوانیام را به نمایش گذاشتند.
هوش مصنوعی: در خیابانهایی که پر از مستی و شادی است، هر چه نوشیدنی بود را نوشیدم. حالا با این میزان نوشیدن، به اوج خمار و مستی رسیدهام.
هوش مصنوعی: مژگان او همچون تیغی در میدان جنگ به من حمله میکند و اگر از این نبرد برگردم، به من همانند مردی از میان صد هزار مینگرد.
هوش مصنوعی: ای کسی که نالههای فروغی را نشنیدهای، لطفاً با رحمتی که داری، به چشمان اشکبار من نگاه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قیرگون زشام خط، صبح روی یارم بین
روز عشرتم شب شد، تیره روزگارم بین
سرو قد موزونش تا نهان شد از چشمم
جوی خون دل جاری، بر رخ و کنارم بین
داده دست عشق یار، خاک هستیم بر باد
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.