گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۳۲۲

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من این عهدی که با موی تو بستم

به مویت گر سر مویی شکستم

پس از عمری به زلفت عهد بستم

عجب سر رشته‌ای آمد به دستم

ز مویت کافر زنار بندم

ز رویت هندوی آتش پرستم

کمند عشق را گردن نهادم

طناب عقل را درهم گسستم

ز مستوری چه می‌پرسی که عورم

ز هشیاری چه می‌گویی که مستم

شراب شادکامی را چشیدم

سبوی نیک نامی را شکستم

به شمشیر از سر کویش نرفتم

به تدبیر از خم بندش نجستم

فزون تر شد هوای او پس از مرگ

تو پنداری کزین اندیشه رستم

چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت

که آگه نیستم از خود که هستم

گواه دعویم پیر مغان است

که مست از جرعهٔ جام آلستم

قیامت چون نخوانم قامتت را

که تا برخاستی، از پا نشستم

چه گفتی زان سهی بالا فروغی

که فارغ کردی از بالا و پستم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳۲۹ » (افشاری) (۲۰:۴۷ - ۲۲:۳۶) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: فروغی بسطامی (غزل) مطلع شعر ترانه: من این عهدی که با موی تو بستم

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کسرا نوشته:

زیباست

👆☹

سعید نوشته:

درود؛
من معنی ابیات زیر را نمی‌فهمم، لطف کنید در فهم این ابیات به من کمک کنید.
فزون تر شد هوای او پس از مرگ

تو پنداری کزین اندیشه رستم

چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت

که آگه نیستم از خود که هستم

گواه دعویم پیر مغان است

که مست از جرعهٔ جام آلستم

قیامت چون نخوانم قامتت را

که تا برخاستی، از پا نشستم

چه گفتی زان سهی بالا فروغی

که فارغ کردی از بالا و پستم

منظور از چنین ساقی کی بوده؟
جام آلست چیه؟ منظورش جام بزرگه
قیامت چون نخوانم قامتت را، منظورش چیه؟
زان سهی بالا، یعنی چی؟

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

سعید جان
فزون تر شد هوای او پس از مرک
تو پنداری کزین اندیشه رستم :
تو چطور فکر می کنی با مردن فکر اون از سرم بیرون رفت در حالی که عشق اون پس از مرگم بیشتر از زنده بودنم هست

چنین ساقی ز خویشم بی خبر ساخت
که آگه نیستم ز خود که هستم :
ساقی جوری باعث شد که از خودم بی خبر بشم ( من رو از یاد من برد) که نمی دونم وجود دارم ( و یا شاید چه کسی هستم)
گواه دعویم پیر مغان است
که مست از جرعه ی جام الستم :
گواه ادعای من ( که از جام الست مستم )پیر مغان است در توضیح جام الست باید بگم برگرفته از آیه ۱۷۳ سوره ی اعراف هستش الست زمانی که ابتدا ندارد ، روی هم رفته این شعر تحت تاثیر حافظ هستش از لحاظ مفهوم و اصطلاحات به کار رفته
قیامت چون نخوانم قامتت را
که تا برخواستی از پا نشستم
بلندی قد و در مقابلت هیچی نیستم و تعارف های شاعرانه رو تو این بیت بیان کرده، با اتفاق افتادن قیامت بلوا میشه، همه از خودشون غافل میشه هول قیامت همه رو فرا میگیره ، بلند شدن معشوق رو به قیامت تشبیه کرده
چه گفتی زان سهی بالا فروغی
که فارغ کردی از بالا و پستم
سهی اصولا سروی رو که راست باشه و بلند باشه رو میگن ، سرو سهی
فروغی از اون سهی بالا حرف زدی و من دیگه پستی و بلندی برام اهمیتی نداره
عذر می خوام طولانی شد

👆☹

سعید نوشته:

سپاسگزارم «ما را همه شب نمی برد خواب»

👆☹

شکرستان