همه جا تیر تو بر سینهٔ ما میآید
جان به قربان خدنگی که به جا میآید
جوی خون میرود از چشمهٔ چشمم بر خاک
بر سرم بین که ز دست تو چهها میآید
گر دل از سنگ جفای تو ننالد چه کند
شیشه هنگام شکستن به صدا میآید
صف عشاق به یک چشم زدن بر هم زد
یارب این صفزده مژگان ز کجا میآید
سخت شد بر دل من کار به حدی در عشق
که به سر وقت من آن سست وفا میآید
من ز خود میروم و یار قدح میبخشد
تشنه جان میدهد و آب بقا میآید
همه اخوان صفا بر سر وجدند مگر
صنم ماست که از روی صفا میآید
میرسد جلوهگر آن سرو خرامان ای دل
مستعد باش که توفان بلا میآید
مگر اندیشهام از روی خطا رفت که باز
تُرک سرمست من از راه خطا میآید
جمعی افتاده به هر گوشه پریشان حالند
مگر از سنبل او باد صبا میآید
از سر ریختن خون فروغی مگذر
چون به میدان تو در عین رضا میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیرات مخرب عشق و محبوب میپردازد. او از تیر عشق میگوید که بر دلش مینشیند و اشک او چون جوی خون بر زمین میریزد. درد جدایی و جفای معشوق بر او چنان سخت است که دل از سنگ نیز نمیتواند سختی آن را تحمل کند. صف عشاق به یک چشم بر هم زدن بر هم میخورد و شاعر از تشنگی شدید و عطش به وصال میگوید. او به صورت نمادین به بلایی که از عشق میآید اشاره میکند و در نهایت بر زخم دل خود تاکید میکند که وجود محبوب او را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در آستانهی دیوانگی میگذارد.
هوش مصنوعی: تیر عشق تو در هر جا به دل ما اصابت میکند و من برای خدنگی (جوانمردی) که از تو نشأت میگیرد، جانم را فدای او میکنم.
هوش مصنوعی: چشمم مانند چشمهای از اشک میجوشد و خون از آن میریزد، بر خاک بیفکن و ببین که از عشق و بیوفایی تو، چه دردهایی بر سر من نازل شده است.
هوش مصنوعی: اگر دل سنگی هم از بیمهری تو آزرده نشود، چه کار میتواند بکند؛ زیرا شیشه وقتی میشکند، صدای بلند و مشخصی تولید میکند.
هوش مصنوعی: خدایا، در یک چشم بر هم زدن، صف عاشقان به هم ریخت؛ این شخص مژگانِ جذاب و دلربا از کجا آمده است که چنین غوغایی به پا کرده؟
هوش مصنوعی: عشق برای من به حدی دشوار و دردآور شده که فردی بیوفا دیگر به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: من از خود بیخود شدهام و محبوب، جامی به من میدهد؛ او جانم را سیراب میکند و زندگی ابدی را به من ارزانی میدارد.
هوش مصنوعی: همه دوستان و عاشقان در حال شادی و سرور هستند، اما آیا معشوق ما که زیباییاش از پاکی و صفا ناشی میشود، نمیآید؟
هوش مصنوعی: دل، خود را برای استقبال از آن مجسمه زیبا و قدبلند (سرو خرامان) آماده کن، زیرا بلا و مشکلات در راهند و به زودی به سراغ تو خواهند آمد.
هوش مصنوعی: شاید فکر میکنم که بر اثر اشتباه، ترک سرمست من از مسیری نادرست دوباره به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: گروهی در هر نقطه به حالة آشفته و پریشانی به سر میبرند، مگر اینکه بادی از جانب سنبل (گلی خوشبوی) او بوزد و آنها را به آرامش دعوت کند.
هوش مصنوعی: فروغی در این بیت اشاره میکند که نباید از رنج و درد ناشی از محبت او (که به احتمال زیاد به محبوب اشاره دارد) چشمپوشی کرد، چون این احساس در میدان عشق به طور واضح و آشکار میشود، حتی اگر با رضایت نیز همراه باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نه از خاک درت باد صبا میآید
صبحدم مشکفشان پس ز کجا میآید
ای جگرسوختگان عهد کهن تازه کنید
که گل تازه به دلداری ما میآید
گل تر را ز دم صبح به شام اندازد
[...]
یا رب این بوی که امروز به ما میآید
ز سراپرده اسرار خدا میآید
بوستان را کرمش خلعت نو میپوشد
خستگان را ز دواخانه دوا میآید
در نمازند درختان و به تسبیح طیور
[...]
این چه بوییست که از بادِ صبا میآید
وین چه مرغیست که از سویِ سبا میآید
قاصدِ حضرتِ لیلی چه خبر می گوید
بویِ پیراهنِ یوسف ز کجا میآید
گویی این بادِ دل آویز بدین خوشبویی
[...]
یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟
که ز عشقش دل خلقی به بلا میآید
فتنه جان من خسته دل آمد چشمش
باز بر جان من این فتنه کجا میآید؟
باد مشک از سر زلفش بوزید، ای بلبل
[...]
یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
ظاهر آنست که از سوی سبا می آید
بوی روح از دم جانبخش سحر می شنوم
یا دم عیسوی از باد صبا می آید
از ختن می رسد این نفحه ی مشکین که ازو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.