گنجور

شمارهٔ ۸۹

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

خدای عزّوجل کارساز بنده‏نواز!

مهمّ ما به قدوم ولیّ خویش بساز!

به دست خویش اسیریم فکک الاسرا

میان خلق غریبیم ای غریب نواز

جماعتی که ز ابلیس برده‏اند گرو

به مکر و حیله و کبر و حسد به رمز و لماز

به اهل علم شبیهند در میان عوام

زنند دم ز حقیقت به نزد اهل مجاز

همه اثیم و زنمیند، خیر را منّاع

نمیم را همه مشّاء بری‏ء را همّاز

نماز را همه دشمن هماز را همه دوست

نیاز را همه کاره ز بس رعونت و ناز

به اهل دین همه با قتل و قمع همراهند

که تا به فسق و ستم دست و پا کنند دراز

مهیمنا تو به زودی امام را بفرست

که تا رهد دل ارباب دین ز سوز و گداز

چو او ظهور کند اولین مطیع منم

چرا که در ره تسلیم می‏کنم پرواز

ز فیض فتنه آخر زمان کفایت کن

خدای عزوجل! کارساز بنده‏ نواز!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.