گنجور

شمارهٔ ۶۴

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

لاف محبت او، بر قدسیان توان زد

از سوز شوقش آتش، در انس و جان توان زد

بر آستان مهدی، گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی، بر آسمان توان زد

گر دولت وصالش، خواهد دری گشادن

سرها بدین تخیل، بر آستان توان زد

بر جویبار چشمم، گر سایه افکند دوست

بر خاک رهگذارش، آب روان توان زد

عدلش چو رو نماید، ظلم و ستم بسوزد

بی‏حضرتش چکاری، بر ظالمان توان زد

علم و کتاب و سنت، بی او چه ذوق بخشد

جام می مغانه، هم با مغان توان زد

سبط رسول و قرآن، فهم درست و ایمان

چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد

یا رب به وصل مهدی بر فیض مرحمت کن

باشد که گوی دولت، با دوستان توان زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.