دلی کز دلبری دیوانه باشد
بکیش عاشقان فرزانه باشد
دلی کو از غمی باشد پریشان
کلید عیش را دندانه باشد
غم آمد مایه شادی در این راه
خوشا آندل که غمرا خانه باشد
نخواهم من بهشت و کوثر و حور
بهشت من غم جانانه باشد
خیالش حور و اشکم نهر کوثر
شرابم عشق و دل پیمانه باشد
چو پروازی کنم یا جای گیرم
پر و بالم غم و غم لانه باشد
غم عشقی که پایانی ندارد
دل و جان منش کاشانه باشد
دلم جز درد و غم چیزی نخواهد
چرا خواهد مگر دیوانه باشد
مبادا غم دلی را جز دل من
که جای گنج در ویرانه باشد
اگر جای دگر مسند کند غم
دلم چون آستین خانه باشد
بر من غیر غم افسون وزرقست
بر من غیر عشق افسانه باشد
کسی را کو دمی بی غم سرآید
نباشد آشنا بیگانه باشد
بهر جا هر غمی باشد بهل فیض
که جز جان منش کاشانه باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و غم است و بیانگر احساسی عمیق نسبت به تجارب عاشقانه میباشد. شاعر دلی دیوانه و عاشق را میطلبد که با غمها درگیر باشد و غم را به عنوان جز و لاینفک شادی و زندگی میپذیرد. او بهشت و نعمتهای مادی را نمیخواهد و بلکه غم عاشقانه را سرلوحه زندگی خود قرار میدهد. غم برای او مانند یک خانه است که در آن زندگی میکند و نهتنها آزاردهنده نیست، بلکه جزئی از حیات اوست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که برایش تنها درد و غم وجود دارد و عشق نیز صرفاً با غمها معنا مییابد.
هوش مصنوعی: دل کسانی که به معشوق علاقهمندند، به شدت دچار جنون و دیوانگی میشود و آنها به مانند عاشقان خردمند هستند.
هوش مصنوعی: اگر دلی از غم و اندوهی رنج میبرد، نمیتواند خوشیها و لذتهای زندگی را درک کند.
هوش مصنوعی: غم به عنوان یک عامل شاد کننده در این مسیر آمده است. خوشا به حال کسی که غم را در دل خود جا داده و آن را به منزلی برای خود تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: من بهشت و نعمتهای آن را نمیخواهم؛ تنها آرزوی من این است که غم عمیق و واقعیام را داشته باشم.
هوش مصنوعی: تصویر او مانند حوریان بهشتی است و اشکهایم همچون نهر کوثر زلال و شیرین میباشد. عشق من به مانند شراب است و دل من مانند پیمانهای برای آن میباشد.
هوش مصنوعی: هر کجا که پرواز کنم یا جایی توقف کنم، همواره غم و اندوه همراه من خواهد بود و مثل لانهای در کنارم خواهد بود.
هوش مصنوعی: غم عشق بیپایانی که دارم، خانه دل و جانم باشد.
هوش مصنوعی: دل من جز درد و غم چیزی نمیخواهد؛ چرا که اگر غیر از این بخواهد، باید دیوانه باشد.
هوش مصنوعی: مبادا کسی غم خود را با من در میان بگذارد، چرا که دل من تنها جایی است برای نگهداری درد و غم، و همچون یک گنج در یک ویرانه میماند.
هوش مصنوعی: اگر غم دل من در جایی دیگر جا بگیرد، مانند این میشود که آستین خانهای باشد.
هوش مصنوعی: غیر از غم و مشکلات، هیچ چیز دیگری نمیتواند من را مجذوب یا فریب دهد و بدون عشق، زندگی فقط یک داستان بیمعناست.
هوش مصنوعی: هرکس که لحظهای بدون غم زندگی کند به خوبی نمیتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، او از دیگران دور است و هیچ دوستی ندارد.
هوش مصنوعی: هرجا که غم و اندوهی وجود داشته باشد، باید به لطف و رحمت خداوند توجه کرد، زیرا جز روح من، هیچ چیز دیگری برایم اهمیت ندارد و منزلگاه من همین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل آن محرم بود کز خانه باشد
دل بیگانه هم بیگانه باشد
مرا گفتند او دیوانه باشد
همیشه در فلان ویرانه باشد
دلم تا کی چنین دیوانه باشد
چراغ عشق را پروانه باشد
به وجهی چون سرش سودا گرفته
روا باشد اگر دیوانه باشد
به دیگر وجه رندی پاک باز است
[...]
صراط ما ره میخانه باشد
بهشت ما رخ جانانه باشد
نه طوبی خوشتر از بالای دلبر
نه کوثر بهتر از پیمانه باشد
مرا ای زاهد از دوزخ مترسان
[...]
جهان (صامت) چه جای خانه باشد
مگر آن را که بس دیوانه باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.