گنجور

 
فیض کاشانی

تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کرد

فارغم از خدمت استاد و جور پیر کرد

آب حیوان در لب لعل تو و ما خشک لب

حسرت آن لب مرا از جان شیرین سیر کرد

روز اول بر وصالت دل نمی‌بایست بست

کار چون از دست رفت کی میتوان تدبیر کرد

من ندانستم که خونریز است عشقت های های

بهر قتل من قضا دیدی چها تدبیر کرد

عاقبت صبح وصال دوست رو خواهد نمود

گرچه این شام فراق او مرا دلگیر کرد

دو بدم آید نسیمی آورد بوئی ز دوست

اهل دلرا، اهل دل اینرا چنین تقریر کرد

یک نشانهای وصالش میرسد هر دم بدل

این نشانها پای دل در حلقهٔ زنجیر کرد

روز وصل او نیابم جز بآه نیم شب

عاشقانرا رهنمائی نالهٔ شبگیر کرد

گفت هان رو می‌نمایم جان فشان ای فیض نیز

زین بشارت جان فشاندم من ولی او دیر کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امامی هروی

نحس گردون در جهان جاه تا تأثیر کرد

بخت برنا را لگد کوب سپهر پیر کرد

دور گردون را زمانه علت بیداد خواند

صحن گیتی را ستاره موجب تشویر کرد

روزگار از جور گردون یک بیک آگاه گشت

[...]

صائب تبریزی

خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد

کی به زنجیرش توان پا بسته تعمیر کرد؟

نشأه می مرگ آب زندگانی دیده است

دختر رزچون خضر صد نوجوان را پیر کرد

شعله گستاخ طرف دامن قاتل مباد!

[...]

فیض کاشانی

ای مسلمانان مرا عشق جوانی پیر کرد

پای دل را کافری در زلف خود زنجیر کرد

نی غلط، گردد جوان از عشق‌بازی اهل دل

غم که باشد تا تواند عاشقانرا پیر کرد

نی غلط هم نیست سوزد مغز را در استخوان

[...]

سیدای نسفی

سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کرد

آب را موج خرامش پای در زنجیر کرد

ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیست

پاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد

هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلال

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
سعیدا

در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد

همچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد

زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده است

جذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد

خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده ام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه