خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
این مایهٔ آشوب و بلا را که خبر کرد
خون شد دلم از یاد سرا پردهٔ فطرت
ز آسایش جان جور و جفا را که خبر کرد
این تن ز کجا راه بسر منزل جان برد
این زنده بلا مرده بلا را که خبر کرد
آرامگه بیخبری بود بهشتی
بیداری و هشیاری ما را که خبر کرد
در دایرهٔ کون بغیر از تو نگنجد
من چون بمیان آمد و ما را که خبر کرد
از کشور وحدت دو جهان چون بدر آمد
تقدیر کجا بود قضا را که خبر کرد
روزی که الست تو بیار است جهان را
هشیاری اصحاب بلا را که خبر کرد
عشق تو بهر بیسر و پا راه چسان یافت
معمار خرابات فنا را که خبر کرد
سودای سخن فیض چسان بر سرش افتاد
این پرده در شرم و حیا را که خبر کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و تجربیات انسانی اشاره دارد و به طور خاص به مسأله وجود و عدم، عشق و آگاهی اشاره میکند. شاعر از حالت عدم هستی و چالشهایی که با آن مواجه است سخن میگوید و نارضایتی خود را از یاد فطرت و آرامشهای زندگی بیان میکند. وی به تأمل در اینکه چگونه انسان از سادگی و بیخبری به بیداری و هشیاری رسیده است، میپردازد و در نهایت از عشق و جستجوی معانی عمیق زندگی و رازهای وجود سخن میگوید. به طور کلی، شعر حاکی از جستجوی انسان برای درک عمیقتر از زندگی و ارتباطش با عشق و وجود است.
هوش مصنوعی: عدم بودن ما خوشایندتر از وجود ما بود، که این آشوب و مصیبت را به وجود آورد، چه کسی چنین خبری را به ما رساند؟
هوش مصنوعی: دل من به شدت داغدار و پرآشوب است، زیرا یاد فطرت و سرشت پاکم مرا به یاد رنجها و کمبودهایی میاندازد که در زندگی متحمل شدهام.
هوش مصنوعی: این جسم از کجا به سر منزل جان میرسد؟ این زنده که درد و رنج را تحمل میکند، چه کسی او را از حال مردهی بدون درد خبر میکند؟
هوش مصنوعی: در جایی که انسان ها به خواب غفلت رفته اند، بیداری و هوشیاری ما را از آن جستجوی بهشت آگاه کرده است.
هوش مصنوعی: در عالم وجود، هیچ چیز جز تو جا نمیگیرد. وقتی من به میان آمدم، چه کسی از ما خبر داشت؟
هوش مصنوعی: از سرزمین اتحاد دو عالم، وقتی سرنوشت بیرون آمد، قضا چه جایی داشت که از پیش خبر دهد.
هوش مصنوعی: روزی که در عالم الست، حقایق برای همه روشن شد، این آگاهی به دوستان و کسانی که در سختیها هستند، منتقل شد.
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو چطور مهارت این را پیدا کرد که معمار خانهی نابودی را بسازد، در حالی که هیچ نشانهای از خودش ندارد؟
هوش مصنوعی: به چه دلیل این اشتیاق به سخن و کلام در دلش به وجود آمده؟ این سخن در حالی که پردهای از شرم و حیا بر چهره دارد، چه کسی را متوجه خود کرده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟
من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری
اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟
شاد است به جان دادنم از محنت هجران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.