بخش ۷۱ - بنای ایوان خسرو: شتاب شاه، گریز و بازگشت استاد رومی با برهان نشست دیوار
از ایوان خسرو کنون داستان
بگویم که پیش آمد از راستان
جهان بر کهان و مهان بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد
بسی مهتر و کهتر از من گذشت
نخواهم من از خواب بیدار گشت
همانا که شد سال بر شست و شش
نه نیکو بود مردم پیرکش
چو این نامور نامه آید به بن
ز من روی کشور شود پر سخن
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن من پراگندهام
هر آن کس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
کنون از مداین سخن نو کنم
صفتهای ایوان خسرو کنم
چنین گفت روشندل پارسی
که بگذاشت با کام دل چارسی
که خسرو فرستاد کسها به روم
به هند و به چین و به آباد بوم
برفتند کاری گران سه هزار
ز هر کشوری آنک بد نامدار
از ایشان هر آن کس که استاد بود
ز خشت و ز گچ بر دلش یاد بود
چو صد مرد بیرون شد از رومیان
ز ایران و اهواز وز هر میان
از ایشان دلاور گزیدند سی
از آن سی دو رومی و دو پارسی
بر خسرو آمد جهاندیده مرد
بر او کار و زخم بنا یاد کرد
گرانمایه رومی که بد هندسی
به گفتار بگذشت از پارسی
بدو گفت شاه این ز من در پذیر
سخن هرچ گویم ز من یاد گیر
یکی جای خواهم که فرزند من
همان تا دو صدسال پیوند من
نشیند بدو در نگردد خراب
ز باران و از برف و از آفتاب
مهندس پذیرفت ایوان شاه
بدو گفت من دارم این دستگاه
فرو برد بنیاد ده شاه رش
همان شاه رش پنج کرده برش
ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار
چنین باید آن کو دهد داد کار
چو دیوار ایوانش آمد به جای
بیامد به پیش جهانکدخدای
که گر شاه بیند یکی کاردان
گذشته برو سال و بسیاردان
فرستد تنی صد بدین بارگاه
پسندیده با موبد نیکخواه
بدو داد زان گونه مردم که خواست
برفتند و دیدند دیوار راست
بریشم بیاورد تا انجمن
بتابند باریک تابی رسن
ز بالای آن تابداده رسن
به پیموده در پیش آن انجمن
رسن سوی گنج شهنشاه برد
ابا مهر گنجور او را سپرد
وزان پس بیامد به ایوان شاه
که دیوار ایوان برآمد به ماه
چو فرمان دهد خسرو زود یاب
نگیرم برین کار کردن شتاب
چهل روز تا کار بنشیندم
ز کاری گران شاه بگزیندم
چو هنگامهٔ زخم ایوان بود
بلندی ایوان چو کیوان بود
بدان زخم خشمت نباید نمود
مرا نیز رنجی نباید فزود
بدو گفت خسرو که چندین زمان
چرا خواهی از من تو ای بدگمان
نباید که داری ازین دست باز
به آزرم بودن بیامد نیاز
بفرمود تا سی هزارش درم
بدادند تا او نباشد دژم
بدانست کاریگر راستگوی
که عیب آورد مرد دانا بهروی
که گیرد بران زخم ایوان شتاب
اگر بشکند کم کند نان و آب
شب آمد بشد کارگر ناپدید
چنان شد کزان پس کس او را ندید
چو بشنید خسرو که فرعان گریخت
به گوینده بر خشم فرعان بریخت
چنین گفت کان را که دانش نبود
چرا پیش ما در فزونی نمود
بفرمود تا کار او بنگرند
همه رومیان را به زندان برند
دگر گفت کاری گران آورید
گچ و خشت و سنگ گران آورید
بجستند هرکس که دیوار دید
ز بوم و بر شاه شد ناپدید
به بیچارگی دست ازان بازداشت
همی گوش و دل سوی اهواز داشت
کزان شهر کاری گر آید کسی
نماند چنان کار بی بر بسی
همیجست استاد آن تا سه سال
ندیدند کاریگری بیهمال
بسی یاد کردند زان کارجوی
به سال چهارم پدید آمد اوی
یکی مرد بیدار با فرهی
به خسرو رسانید زو آگهی
هم آنگاه رومی بیامد چو گرد
بدو گفت شاهای گنهکار مرد
بگو تا چه بود اندرین پوزشت
چه گفتی که پیش آمد آمُرزشت
چنین گفت رومی که گر شهریار
فرستد مرا با یکی استوار
بگویم بدان کاردان پوزشم
به پوزش بجا آید افروزشم
فرستاد و رفتند ز ایوان شاه
گران مایه استاد با نیک خواه
همیبرد دانای رومی رسن
همان مرد را نیز با خویشتن
بپیمود بالای کار و برش
کم آمد ز کار از رسن هفت رش
رسن باز بردند نزدیک شاه
بگفت آنک با او بیامد به راه
چنین گفت رومی که ار زخم کار
برآوردَمی بر سر ای شهریار
نه دیوار ماندی نه طاق ونه کار
نه من ماندمی بر در شهریار
بدانست خسرو که او راست گفت
کسی راستی را نیارد نهفت
رها کرد هر کو به زندان بدند
بداندیش گر بیگزندان بدند
مر او را یکی بدره دینار داد
به زندانیان چیز بسیار داد
بران کار شد روزگار دراز
به کردار آن شاه را بد نیاز
چوشد هفت سال آمد ایوان بجای
پسندیدهٔ خسرو پاکرای
مر او را بسی آب داد و زمین
درم داد و دینار و کرد آفرین
همیکرد هرکس به ایوان نگاه
به نوروز رفتی بدان جایگاه
کس اندر جهان زخم چونین ندید
نه از کاردانان پیشین شنید
یکی حلقه زرین بدی ریخته
ازان چرخ کار اندر آویخته
فروهشته زو سرخ زنجیر زر
به هر مهرهای در نشانده گهر
چو رفتی شهنشاه بر تخت عاج
بیاویختندی ز زنجیر تاج
به نوروز چون برنشستی به تخت
به نزدیک او موبد نیک بخت
فروتر ز موبد مهان را بدی
بزرگان و روزی دهان را بدی
به زیر مهان جای بازاریان
بیاراستندی همه کاریان
فرومایهتر جای درویش بود
کجا خوردش از کوشش خویش بود
فروتر بریده بسی دست و پای
بسی کشته افگنده در زیرجای
ز ایوان ازان پس خروش آمدی
کز آوازها دل به جوش آمدی
که ای زیردستان شاه جهان
مباشید تیره دل و بدگمان
هر آنکس که او سوی بالا نگاه
کند گردد اندیشه او تباه
ز تخت کیان دورتر بنگرید
هر آنکس که کهتر بود بشمرید
وزان پس تن کشتگان را به راه
کزان بگذری کرد باید نگاه
وزان پس گنهگار و گر بیگناه
نماندی کسی نیز دربند شاه
به ارزانیان جامهها داد نیز
ز دیبا و دینار و هرگونه چیز
هرآنکس که درویش بودی به شهر
که او را نبودی ز نوروز بهر
به درگاه ایوانش بنشاندند
درمهای گنجی بر افشاندند
پر از بیم بودی گنهکار از وی
شده مردم خفته بیدار از وی
منادیگری دیگر اندر سرای
برفتی گه بازگشتن به جای
که ای نامور پر هنر سرکشان
ز بیشی چه جویید چندین نشان
به کار اندر اندیشه باید نخست
بدان تا شود ایمن و تن درست
سگالید هر کار و زان پس کنید
دل مردم کم سخن مشکنید
بر انداخت باید پس آنگه برید
سخنهای داننده باید شنید
ببینید تا از شما ریز کیست
که بر جان بدبخت باید گریست
هرآنکس که او راه دارد نگاه
بخسپد برین گاه ایمن ز شاه
دگر هرک یازد به چیز کسان
بود چشم ما سوی آنکس رسان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
فرعان
هوش مصنوعی: در این شعر از ایوان خسرو پرویز و تلاش او برای ساختن آن سخن گفته میشود. خسرو دستور میدهد که گروهی از استادان و سازندگان از نقاط مختلف برای ساخت ایوان گرد هم آیند. در حین ساخت، مشکلاتی پیش میآید و خسرو درباره کارگرانی که کار را به درستی انجام نمیدهند، خشم میگیرد و آنها را به زندان میفرستد. بعد از چند سال، بالاخره مهندسی با دانش وارد کار میشود و دیوار ایوان ساخته میشود. سرانجام ایوان به شکوه و زیبایی مطلوب میرسد و خسرو، با جشن نوروز بر تخت مینشیند و به مردم میآموزد که باید در کارها با تأمل و توجه اقدام کنند.
هوش مصنوعی: داستانی را از ایوان خسرو (پادشاه ایران) نقل میکنم که از حقیقت و راستگویی برآمده است.
هوش مصنوعی: جهان بر زندگی کهنسالان و بزرگترها جریان دارد، پس شخص خردمند چرا باید نگران باشد و غمگین شود؟
هوش مصنوعی: بسیاری از بزرگترها و کوچکترها از من پیشی گرفتند، من نمیخواهم از خواب بیدار شوم و از شرایط زندگی آگاه شوم.
هوش مصنوعی: در سال شصت و شش، پیرمردی که زندگیاش نیکو نبود، به دنیا آمد.
هوش مصنوعی: وقتی این کتاب مشهور و معتبر به دست من برسد، سرزمین من پر از داستان و سخن خواهد شد.
هوش مصنوعی: من هرگز نمیمیرم چون هنوز زندهام و سخن من همچون تخمها پراکنده و منتشر شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای عقل، اندیشه و دین باشد، پس از مرگم بر من و سخنانم ستایش خواهد کرد.
هوش مصنوعی: حالا دربارهٔ مداین (پایتخت شاهنشاهی ساسانیان) صحبت میکنم و ویژگیهای ایوان خسرو پرویز را توصیف میکنم.
هوش مصنوعی: روشندل پارسی گفت که او (خسرو) با دل خوش و رضایت تمام، از امور چهارگانه (زندگی) گذشت و به مقام والایی نائل آمد.
هوش مصنوعی: خسرو برای برقراری ارتباط و انجام کارهایی مهم، پیامهایی به کشورهای روم، هند و چین و همچنین سرزمینهای آباد فرستاد.
هوش مصنوعی: سه هزار کارگر از کشورهای مختلف به سوی خسرو پرویز رفتند تا کار مهمی را انجام دهند، افرادی که نام و اعتبار زیادی داشتند.
هوش مصنوعی: هر کس از آن ۳۰۰۰ نفر که در کار ساختمان استاد و ماهر بود، در دلش خاطرهای از خشت و گچ (مصالح ساختمانی) داشت.
هوش مصنوعی: وقتی که صد مرد از رومیها خارج شدند، از ایران و اهواز و مناطق دیگر.
هوش مصنوعی: از میان آن صد مردی که خارج شدند، سی نفر را انتخاب کردند، که از این سی نفر دو نفر رومی و دو نفر پارسی بودند.
هوش مصنوعی: مردی آگاه و با تجربه به خسرو پرویز نزدیک شد و دربارهٔ کارها و زخمهایی که در ساخت بنا اتفاق افتاده، سخن گفت.
هوش مصنوعی: استاد رومی، که در علم هندسه بسیار ارزشمند است، با سخنانش از زبان فارسی عبور کرد و به زبان دیگری صحبت کرد.
هوش مصنوعی: شاه به استاد رومی گفت: این سخن را از من بپذیر و هر چیزی که از من میگویم، به خاطر بسپار.
هوش مصنوعی: من میخواهم محلی بسازم که فرزندم (خسرو پرویز) در آن جا زندگی کند، جایی که تا دوصد سال پیوند و ارتباط من با او برقرار باشد.
هوش مصنوعی: باید این سازه به گونهای ساخته شود که در آن نگردد و خراب نشود، حتی با باران، برف و آفتاب.
هوش مصنوعی: مهندس ساختهٔ ایوان شاه را قبول کرد و به او گفت که من این سازه را دارم.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز، شاه ایران، دستور داد دهانهای برای ایوانش بسازند و در این کار بسیار زیبا و محکم، بر اساس اساس و بنیاد مهندسی اقدام کرد.
هوش مصنوعی: بنیاد کار ساخت ایوان خسرو از سنگ و گچ است، بنابراین کسی که باید به انجام کار رسیدگی کند، باید دقت و انصاف داشته باشد.
هوش مصنوعی: وقتی دیوار ایوان خسرو پرویز ساخته شد، او به پیش آمد و به پادشاهی خود افتخار کرد.
هوش مصنوعی: اگر شاه متوجه فردی کاردان و با تجربه شود که سالها به علم و دانش پرداخته،
هوش مصنوعی: خسرو پرویز، به تعداد صد نفر از بهترین مردان را به این بارگاه زیبا میفرستد تا به همراه موبدی دوستداشتنی، در آنجا حاضر شوند.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز با دقت به آن مردمی که به خواستهاش آمدند، دستور داد تا بروند و دیوار راست را ببینند.
هوش مصنوعی: برای جمعآوری و اجتماع، بریشمی را آوردند تا با آن، طناب باریک و نازکی بسازند که بتوانند در مراسم میتوانند از آن استفاده کنند.
هوش مصنوعی: از بالای آن جایی که رشتهٔ باریک از آن پایین میآمد، به طرف جایی که آن جمع نشسته بودند، تابیده میشود.
هوش مصنوعی: گلو بند (رسن) را به سمت گنج شاهی بردند و گنجور (نگهدار گنج) آن را به ابا مهر (به دلیل مهر و دوستی) سپرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، او (استاد رومی) به ایوان شاه آمد و دیوار ایوان بر اساس محاسبات ماهیانه و نجومی ساخته شد.
هوش مصنوعی: هرگاه خسرو (پادشاه) فرمان دهد، من فوراً این کار را انجام میدهم و در این کار، شتاب نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: باید چهل روز منتظر بمانم تا کار به آرامی انجام شود، سپس پادشاه تصمیم نهایی را خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: زمانی که آغاز کار ساخت ایوان فرا رسید، بلندی ایوان به اندازهٔ ستارهٔ کیوان (زحل) شده بود.
هوش مصنوعی: زخم خشم تو نباید به من نشان داده شود و من هم نباید به تو رنجی اضافه کنم.
هوش مصنوعی: خسرو به او میگوید: چرا این همه مدت به من شک و بدگمانی داری؟
هوش مصنوعی: نباید از این دست (دست بدگمانی) به من آسیب برسانی، زیرا به خاطر عذاب وجدان به سوی من آمدهای.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز دستور داد که سی هزار درم به او (استاد رومی) پرداخت کنند تا از ناراحتی و دلتنگی او کم شود و غمگین نباشد.
هوش مصنوعی: کارگر راستگو فهمید که مرد دانا عیبها را برملا خواهد کرد و بیپروا آنها را خواهد گفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی به سرعت به تعمیر ایوان بپردازد و به زخمهای آن رسیدگی نکند، ممکن است که به مشکلات بزرگی برخورد کند و نتیجهاش کمبود نان و آب خواهد بود.
هوش مصنوعی: شب فرارسید و کارگر ناپدید شد؛ بهطوری که دیگر کسی او را بعد از آن ندید.
هوش مصنوعی: خسرو وقتی خبر فرار فرعان (فرعون) را شنید، به شدت عصبانی شد و خشم خود را بر گویندهٔ خبر نازل کرد.
هوش مصنوعی: خسرو میگوید کسی که فاقد دانش است، چرا باید در حضور ما خود را بزرگتر از آنچه که هست نشان دهد؟
هوش مصنوعی: خسرو پرویز دستور داد که وضعیت آن شخص را بررسی کنند و همه رومیها را به زندان بیندازند.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز از ارکان و کارگران میخواهد که مصالح ساختمانی مانند گچ، خشت و سنگ را به سرعت فراهم کنند تا کار مهم و سنگینی را انجام دهند.
هوش مصنوعی: هر کسی که دیوار را دید، فرار کرد و از دید مردم ناپدید شد، گویا که شاه (خسرو پرویز) ناگهان غیب شده است.
هوش مصنوعی: او که در حالتی ناامید و درمانده بود، از آن کار (از کاغذ دیوانهوار نوشتن) دست کشید و تمام توجه و فکرش به شهر اهواز معطوف شد.
هوش مصنوعی: از هیچکجا در آن شهر، کسی به کار نمیآید و اگر بیهمتایی در کار باشد، هیچ کس بدون او نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: استاد رومی به دنبال کار بود و در مدت سه سال، کسی را پیدا نکرد که در هنر کارگری به پای او برسد و همتایش باشد.
هوش مصنوعی: در سال چهارم، به خاطر تلاش و کوششهای از یاد رفته استاد، نام او بار دیگر به میان آمد و شناخته شد.
هوش مصنوعی: مردی آگاه و دانا اطلاعاتی از سوی خود به خسرو پرویز رساند.
هوش مصنوعی: رومی مثل طوفان به خسرو نزدیک شد و به او گفت: «ای شاه، تو گنهکار هستی.
هوش مصنوعی: از او بپرس که در این عذرخواهی چه گفتی که سبب شد تا او به تو بخشش کند.
هوش مصنوعی: رومی گفت: اگر پادشاه (خسرو پرویز) مرا به همراه یک فرد قابل و قابل اعتماد بفرستد، من آمادهام.
هوش مصنوعی: من به آن فرد ماهر و کاردان میگویم که اگر به خاطر اشتباهاتم از من عذرخواهی کنم، این عذرخواهی مناسب و درستی خواهد بود.
هوش مصنوعی: شاه به استاد با دانش و نیکخواه فرمان داد و آنها از ایوان خارج شدند.
هوش مصنوعی: استاد رومی، که فردی دانا و عاقل است، در حال بردن مردی دیگر با خود به همراه رسن (محل نگهداری یا هدایت) است.
هوش مصنوعی: استاد رومی کار را به خوبی انجام داد و از دیوار بالا رفت، اما در میانه کار به خاطر سنگینی و دشواری کار نتوانست به خوبی ادامه دهد و کم آورد.
هوش مصنوعی: رسن را دوباره به نزد شاه آوردند و گفتند کسی که با او آمد، در مسیر است.
هوش مصنوعی: رومی گفت که اگر مشکلات به وجود آید و زخمها به سر شاه برسد، چه بر سر او خواهد آمد.
هوش مصنوعی: نه دیواری باقی مانده، نه سقفی و نه هیچ کاری، نه خودم بر در مشغول خدمت شهریار ماندهام.
هوش مصنوعی: خسرو فهمید که او (استاد رومی) راست میگوید، زیرا هیچکس نمیتواند حقیقت را پنهان کند.
هوش مصنوعی: خسرو به افرادی که به زندان افتادهاند و بدرفتاری کردهاند رحم نکرد و آنها را آزاد کرد، زیرا میدانست که افراد بداندیش اگر آزاد باشند، همچنان به کارهای بد ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: او (خسرو پرویز) به یک نفر از زندانیان، یک کیسه پر از دینار (سکه طلا) داد و به دیگر زندانیان نیز چیزهای بسیار (هدایای زیاد) بخشید.
هوش مصنوعی: روزگار طولانی تحت تأثیر کارهای ناشایست آن شاه (خسرو پرویز) سپری شد؛ به همین دلیل او دچار مشکلات و نیازهای بسیاری شد.
هوش مصنوعی: پس از گذشت هفت سال، ایوانی که به فرمان خسرو، پادشاه متشخص و عاقل، ساخته شده بود، آماده شد.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز به او (استاد رومی) آب و زمین و مقدار زیادی پول (درم و دینار) داد و از او به خاطر کارش تمجید کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی به ایوان نگاه میکرد و در جشن نوروز به آن مکان ویژه میرفت.
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان زخم و آسیبی به این شکل ندیده و نه از خبرههای گذشته راجع به آن چیزی شنیده است.
هوش مصنوعی: یک حلقهٔ زرینی وجود دارد که از آن چرخ فلک (سرنوشت) ساخته شده و به خوبی در جای خود آویخته شده است.
هوش مصنوعی: از زنجیر زرین تاج، برای هر مهرهای که در آن تعبیه شده، جواهر سرخی آویخته است.
هوش مصنوعی: هنگامی که شاه بر تخت عاج (تخت سلطنت) مینشست، زنجیر تاج را به گردن او آویختند.
هوش مصنوعی: در روز نوروز، هنگامی که شاه بر تخت نشسته بود، موبد (روحانی) خوشبخت و نیکوکار نزد او قرار داشت.
هوش مصنوعی: هَمهٔ بزرگان نسبت به موبد، او را پایینتر و در مقامی فرودتر میدانستند و آن روز، روزی شومی برای او به شمار میرفت.
هوش مصنوعی: در زیرِ بزرگانی که مقام و منزلت دارند، جای بازاریان را آراسته بودند و همهٔ کارها را به خوبی انجام میدادند.
هوش مصنوعی: جایگاه پایینتر و کماهمیتتر از درویش، جایی است که او به خاطر تلاش خود به آنجا رسیده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از دست و پای انسانها به قتل رسیده و در زیر زمین دفن شده است.
هوش مصنوعی: از ایوان صدای بلندی شنیده شد که باعث به جوش آمدن دلها شد.
هوش مصنوعی: ای زیردستان پادشاه بزرگ، تیرهدل و بدگمان نباشید.
هوش مصنوعی: هر کس که به جایگاه بالای خود بنگرد و خود را بزرگتر از دیگران بداند، افکار او دچار فساد و ناپسندی خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از تخت پادشاهی کیان (پادشاهان ایران) دورتر نگاه کند، باید به تعداد زیر دستان (کهتران) خود توجه کند و آنها را بشمارد.
هوش مصنوعی: پس از آن، باید به کشتگان راهی که از آنجا عبور میکنی، توجه کنی و آنان را ببینی.
هوش مصنوعی: از آن پس، چه گناهکار و چه بیگناه، هیچکس زیرنظر و در بند شاه نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز به افراد بیپناه و فقیر لباس و کالاهای گرانبها همچون پارچههای نرم و طلا اهدا کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که درویش و بیپول بود، در شهری زندگی میکرد که او را نمیشناختند و از جشن نوروز، که جشن بزرگ ایرانیان است، خبری نداشت.
هوش مصنوعی: در درگاه ایوان خسرو، سکههای طلا و جواهرات گرانقیمت را پراکنده کردند.
هوش مصنوعی: گنهکار به دلیل ترس از عذاب و کیفر، نگران و مضطرب بود و از جانب او، مردم در خواب و غفلت به سر میبردند.
هوش مصنوعی: شخصی به عنوان منادی (اعلامکننده) دیگری به قصر خسرو پرویز رفت و پس از مدتی به مکان خود بازگشت.
هوش مصنوعی: ای سرکش و باهنر، از کوهها چه نشانی میخواهی در این مدت طولانی؟
هوش مصنوعی: انسان باید ابتدا دربارهٔ کارهایی که قصد انجام آن را دارد، فکر کند تا در نهایت به امنیت و صحت و سلامت دست یابد.
هوش مصنوعی: هر کاری را با شور و شوق انجام دهید و پس از آن باید طوری عمل کنید که دل مردم را شاد کنید و کمتر از آنها انتقاد یا سخن منفی بگویید.
هوش مصنوعی: شاید لازم باشد قبل از شروع به عمل، آنچه را که بر عهده دارید به درستی کنار بگذارید و سپس به سخنان فرزانگان گوش فرا دهید.
هوش مصنوعی: ببینید ببینید که در میان شما چه کسی وجود دارد که سزاوار است بر او و حال بدش گریه کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که راهی به سوی این مکان دارد، میتواند بدون ترس از شاه، به آرامی نگاهی به اینجا بیندازد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دیگران آسیب برساند، ما باید توجهمان را به او معطوف کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.