گنجور

بخش ۲

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ
 

یکی روز شاه جهان سوی کوه

گذر کرد با چند کس همگروه

پدید آمد از دور چیزی دراز

سیه رنگ و تیره‌تن و تیزتاز

دوچشم از بر سر چو دو چشمه خون

ز دود دهانش جهان تیره‌گون

نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ

گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ

به زور کیانی رهانید دست

جهانسوز مار از جهانجوی جست

برآمد به سنگ گران سنگ خرد

همان و همین سنگ بشکست گرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار کشته ولیکن ز راز

ازین طبع سنگ آتش آمد فراز

جهاندار پیش جهان آفرین

نیایش همی کرد و خواند آفرین

که او را فروغی چنین هدیه داد

همین آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغیست این ایزدی

پرستید باید اگر بخردی

شب آمد برافروخت آتش چو کوه

همان شاه در گرد او با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند این سده یادگار

بسی باد چون او دگر شهریار

کز آباد کردن جهان شاد کرد

جهانی به نیکی ازو یاد کرد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شازده کوچولو نوشته:

ببخشید، وقتی هنوز آتش نداشتن، باده شون کجا بوده؟!

👆☹

م. سهرابی نوشته:

حضرتِ شازده کوچولوک!
فی‌الواقع،
ما نفهمیدیم باده چه ربطی به آتش می‌داشته بوده باشد!؟
می‌شود راهنمویی بفرمویید…

👆☹

دنی نوشته:

شب آمد برافروخت آتش چو کوه

همان شاه در گرد او با گروه

اینم آتش..البته اگر ربطی با باده داشته باشه

👆☹

امین کیخا نوشته:

سده یا سذه با سوز و سوختن همریشه است

👆☹

شکوه نوشته:

آذرنگ به معنی هلاک است و رنج و محنت برای آذرنگ دمار هم داریم و غمی

👆☹

شکوه نوشته:

فروغ به معنی شعاع است و به جای شعاع میتوانیم بگوییم فروغ!

👆☹

ادروک نوشته:

کسانی براین باورند که سده بخاطر این سده نام نهاده شده است که سد شب و روز پیش از بهار است ان جشن یعنی پنجاه شب و پنجاه روز

👆☹

ادروک نوشته:

فروغمان یعنی خانه فروغ ، بهشت و دروغمان یعنی خانه دروغ یعنی دوزخ

👆☹

دکتر ترابی نوشته:

باده گساران نیک میدانند که از برای فرا هم آوردن باده ناب نیازی به آتش نبوده و نیست (پدران باده گسار ما گویا به روزگار جمشید به باده دست یافته اند!! و آی بسا آنچه هوشنگ می نوشیده آبجو بوده است و الله اعلم !!)

👆☹

دکتر ترابی نوشته:

آنچه من از سده و سده سوزان به یاد دارم:
در نخستین ساعات روز دهم بهمن که آغاز چله کوچک بود، جارچی مردم را به سده سوزان میخواند: «سده، سده، ، پنجاه روز به نوروز»
میدانستیم و همه اهل آبادی می دانستند کی و کجا سده سوزان است،
به سده گاه می رفتیم به گرد کردن هیمه بزرگان دم دمای غروب می آمدند با آجیل و شیرینی پس آتش در خرمن خاشاک می افکندند، آتش زبانه می کشید و ما دانش آموزان سرود آتش می خواندیم ( دریغا که فراموش کرده ام) .
آتش که فرو می نشست شب که فرو می ریخت برزگران به خنک کردن و بار کردن خاکستر سر گرم می کردند و خوردن آجیل شیرینی ، خاکستر را به کشتمان میبردند تا زمین را گرم و بارور کند. و ما به خانه بر می گشتیم چشم به راه پدر که شاهنامه بگشاید و داستان هوشنگب بخواند.

….بگفتا فروغی است این ایزدی پرستید باید اگر بخردی.
شب آمدبر افروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد

زهوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار

👆☹

حمید نوشته:

بیت ششم و هفتم در لغت نامه دهخدا ذیل توضیح کلمه آذرنگ به معنای روشن و منور این چنین آمده
بسنگ گران آمد آن سنگ خورد
مر آن سنگ این سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ .

👆☹

امید ح احمدپور نوشته:

سده ،سد یا صد و ه است، مانند دهه ، هزاره
خوب است ما صد ننویسیم و ۱۰۰ را سد ، مانند پیشینیان مان بنویسیم
سوختن و سوز سذ را نمی دانم پیوندی با سد دارد یا نه؟

👆☹

هدی نوشته:

بسی باد چون او دگر شهریار
یعنی چی؟

👆☹

نیما نوشته:

هدی جان فکر میکنم معنیش تقریبا این شه :
پادشاهان بسیار دیگری مثل او باید بیایند

👆☹

مهناز ، س نوشته:

با احترام به نظر دوستان
بسی باد چون او دگر شهریار
”باد“ می تواند مانای ” آرزو ی بودن “ باشد : امید که چون او پادشاهان دیگری بیاید ، یا باشند

👆☹

ماهان نوشته:

بسی باد چون او دگر شهریار
جمله دعایی هست،مانند او پادشاه زیاد باد،بسیار باد

👆☹

آرش نوشته:

این ابیات را خالقی مطلق میگوید بیت هایی است که از فردوسی نیست و بعدها عمدی به شاهنامه و فردوسی نسبت داده اند تا جشن سده را جشن آتش بنامند جشن سده جشن پیروزی بر ضحاک ستمگر بوده است پادشاهان بعد اسلام نمیخواستند یادی از فریدون و قیام کاوه بر ضحاک در اذهان باقی بماند تا مبادا مردم بر علیه ضحاکان زمان قیام کنند همانطور که امروز از عاشورا فقط گریه و ذکر مصیبت باقی گذاشتند ابوریحان در التفهیم و خیام در نوروزنامه و در کتب قبل شاهنامه داستان کشف آتش توسط هوشنگ نیست و جشن سده را به فریدون و پیروزی بر ضحاک نسبت میدهند بنابر روایت بیهقی در تاریخ بیهقی مسعود غزنوی که سنی متعصب بود در جشن سده آتش بزرگ روشن میکرد و حیوانات و کبوتران و پرندگان را در آتش زنده زنده میسوزاند و دور آن شادی میکردند تا این جشن و آتش را در نزد مردم تخریب کند جریان نفوذ به این ها باید گفت که آیین کهن ما را تخریب میکردند .سده جشن آتش نبوده و ایرانیان آتش پرست نبودند و قبل هوشنگ آتش کشف شده بوده و جشن سده هم ربطی به هوشنگ و آتش نداره سده جشن قیام در برابر زورگویان و ضحاکان زمانه است

👆☹

بهروز نوشته:

دوستان فارغ از اینکه این بیت از فردوسی بزرگ است یا خیر، به‌نظر می‌رسد منظور سراینده، در بیت چهاردهم این است که بسیار (سال‌ها) باید [بگذرد] تا دیگرباره شاهی مانند هوشنگ بیاید. در واقع مفهوم زمان در عبارت “بسی باد” پنهان است: بسیار (سال‌ها) باید….

پس مقصود جایگاه ویژه و ممتاز هوشنگ است.

اما درباره فرمایش جناب آقای آرش (فارغ از اینکه اصل موضوع در تاریخ چگونه بوده است و چه بسا سخن درست همان است که ایشان می‌گوید)، در این ابیات گفته نمی‌شود که نیاکان ما آتش‌پرست بوده‌اند. صریحاً می‌گوید: هوشنگ، خداوند جهان‌آفرین را می‌ستاید که چنین هدیه‌ای را به او ارزانی داشته است و آن‌گاه آتش را قبله‌گاهی برای پرستش خداوند قرار می‌دهد. یعنی می‌داند که آتش نعمتی از سوی خداست. (و اگر مردم عادی بعدها برای آتش و نور در برابر خداوند اصالت یا شراکت قائل شدند، اشکال از سوی آن‌هاست.)

👆☹

ساغر