تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
از لب ساغر اگر آرزوی بوس کنم
هر شبی کز تو مرا خانه منوّر گردد
شمع را پردگیِ خلوتِ فانوس کنم
منصب خاک رهی نامزد من کردی
خواهم ای پادشه حسن که پابوس کنم
نفس سوختهاش بند نهد بر پر و بال
ناله در سینه چو از بیم تو محبوس کنم
منعم از عشق و جنون چند کنی، بس فیّاض
من نیم آنکه دگر گوش به سالوس کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و آرزوی وصال معشوق میپردازد و نشانههای دلسختی و ناامیدی خود را ابراز میکند. او از جانب موانعی که عشقش را محدود کردهاند، سخن میگوید و بر این باور است که هر شب که عشق او در قلبش میدرخشد، تلاش میکند از شمعی که نمایانگر عشق است، بهرهمند شود. شاعر بر تعهد خود به عشق تاکید میکند و میخواهد در سایه معشوق، خضوع و احترام نشان دهد. در پایان، او از معشوق میخواهد که دیگر بر او سخت نگیرد و از درد عشق و جنون بکاهد، زیرا او به دور از هیچ تظاهر و سالوس، تنها عاشق واقعی است.
هوش مصنوعی: من میخواهم به او بفهمانم که دیگر نمیتواند از زیبایی تو امید داشته باشد، اگر از لب آن جام آرزو داشته باشم که تو را ببوسم.
هوش مصنوعی: هر شب که عشق تو، خانهام را روشن میکند، شمع را در کنار خود میگذارم و خلوت نورانی چراغ را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: شما مقام و منزلت خاک را به من عطا کردهاید و ای پادشاه خوبان، آرزو دارم که پا در دامن شما بگذارم و به شما ادای احترام کنم.
هوش مصنوعی: دل سوختهام را در چنگال خود نگه داشتهام و نالهام در سینهام حبس شده است، چون از ترس تو نمیتوانم آزادانه پرواز کنم.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی از عشق و دیوانگی دوری کنی؟ من آنقدر سخاوتمند هستم که دیگر بار گوش به فریب نمیزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.