حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
از لب امروز گوشم نغمة فردا شنید
خو به تنهایی چنان کردم که در شبهای غم
میتوان از آشیانم نالة عنقا شنید
چشم پر حرف تو امشب گفت در گوش دلم
هر چه خواهد از لب خاموش من فردا شنید
گر به یاد ناله آرم عالمی پر میشود
آنچه گوش ناشنو زان لعل ناگویا شنید
پاسبان شد مضطرب امشب چو در زندان غم
نالة زنجیر من از دامن صحرا شنید
آشنا با حرف عاشق نیست غیر از گوش یار
درد دل در پیش مردم کردم او تنها شنید
رمز عشق و عاشقی فیّاض جز با کس نگفت
در جهان هر کس سرود این نغمه را از ما شنید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تنهایی و غم عاطفی خود میگوید که باعث شده است او با درون خود آشنا شود. او به ارتباط ویژهاش با معشوق اشاره دارد و میگوید که درد دلهایش را فقط معشوق میفهمد. نویسنده در بیتی به ناچاری دیگران در درک احساسات و نغمههایش اشاره میکند و به این نکته میپردازد که راز عشق او تنها با معشوق در میان گذاشته شده است. در نهایت، شاعر از تجربههای خود به عنوان بخشی از عشق و عاشقی سخن میگوید و بیان میکند که دیگران نمیتوانند عمق این احساسات را درک کنند.
هوش مصنوعی: دل من از صحبتهای آینده آگاه است، در حالی که از دنیای امروز تنها نغمه و صدای فردا را میشنود.
هوش مصنوعی: به تنهایی به گونهای زندگی کردم که در شبهای غمانگیز، میتوان از جایم صدای غم را شنید.
هوش مصنوعی: امشب چشمهای پر از حرف تو رازهایی را به دل من گفتند که فردا از زبان لبهای خاموش من شنیده میشود.
هوش مصنوعی: اگر به یاد ناله و فریاد عشق بیفتم، جهانی پر از احساس و عواطف را احساس میکنم، حتی اگر کسی که نتواند بشنود، از آن لبهای خاموش چیزی را دریافت کند.
هوش مصنوعی: امشب نگهبان در دلش اضطراب دارد، زیرا صدای نالهی زنجیر من از دامن بیابان به گوشش رسیده است.
هوش مصنوعی: تنها کسی که به حرفهای دلشکسته من توجه کرد، یارم بود. من در برابر دیگران درد و دل کردم، اما تنها او بود که به من گوش داد.
هوش مصنوعی: راز عشق و عاشقی، بزرگ و بیپایان است و تنها کسی که به آن آگاه است، نمیتواند این راز را با کسی در میان بگذارد. در دنیا هر کسی این آهنگ را از ما شنیده و از زیباییهای عشق بهرهمند شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند بتوان بانگ نای و قلقل مینا شنید؟
گاه گاهی مصرعی هم می توان از ما شنید
چون به بلبل می رسی چون گل سرا پا گوش شو
ناله عشاق را نتوان به استغنا شنید
نیست ممکن آه را دیگر عنا نداری کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.