بلبل ز شیوة تو به فریاد میرود
بوی گل از نسیم تو بر باد میرود
آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل
شیرین مگر به دیدن فرهاد میرود!
زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد
صید این چنین به کوچة صیّاد میرود
من شیشه دل به بزم بتان جای چون کنم!
آنجا سخن ز آهن و فولاد میرود
فیّاض غیر من که دل آزرده میروم
هر کس که میرود ز درش شاد میرود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به توصیف زلف معشوق و سایهاش پرداخته و نشان میدهد که عشق را نمیتوان به سادگی درک کرد. او بیان میکند که در جایی که عشق وجود دارد، هیچکس جسارت ورود ندارد و آفتاب نیز به آرامی در آنجا میتابد. شاعر به معانی عمیق و احساسات متناقض در دنیای عشق اشاره میکند، از جمله امید و ناامیدی وفاداران. در نهایت، به زیباییهایی که در عشق وجود دارد و نیز زخمهایی که از عشق عمیقتر میشود، اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: بلبل از نحوهٔ زیبای تو به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و نالهاش در آمده است، و عطر گلها در سایهٔ نسیم تو در حال وزیدن و پراکنده شدن است.
هوش مصنوعی: صدای تیشه به گوش دل میرسد و دل شیرین میشود، مگر اینکه به خاطر دیدن فرهاد باشد.
هوش مصنوعی: از این دشت که بینعل به راه خود ادامه میدهم، مانند گردبادی که شکار خود را به سوی خانه صیاد میبرد.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم دل شکستهام را در جمع محبوبان آرام کنم! در آنجا صحبت از موضوعات محکم و استوار میشود.
هوش مصنوعی: من که دلbroken و ناراضی هستم، هر کسی که از در او بیرون میرود، با شادی و خوشحالی میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افسوس ازین حیات که بر باد میرود
کآیین ما نه بر روش داد میرود
هردم ز من که پیروی دیو میکنم
بر آسمان فرشته به فریاد میرود
وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟
[...]
آن سرو قد نگر که چه آزاد میرود
وآن غمگسار بین که چه دلشاد میرود
به روی سرو قامت گلبوی لالهرخ
با قد خوش خرام چو شمشاد میرود
بر بام هفت قلعه گردون ز بیدلان
[...]
عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
عمر عزیز من همه بر باد میرود
شیرین نماند و شوری خسرو که ظلم کرد
روز قیامت از دل فرهاد میرود
در هر قدم هزار گرفتار در رهند
[...]
چون غمزه تو بر سر بیداد میرود
آسایش از قلمرو ایجاد میرود
سرو از چمن برون به دل شاد میرود
آزاده هر که میزید آزاد میرود
دل چیست کز فشار محبت نگردد آب
[...]
عمری که بیتو ای مه نوشاد میرود
سر داده خرمنی است که بر باد میرود
دور از کنار یار ز دریای چشم من
رودیست دجلهٔ که به بغداد میرود
شیرین به کامجویی و پرویز در نشاط
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.