عشق ظاهر نمیتوانم کرد
کشف این سرّ نمیتوانم کرد
چه دهی توبهام دگر زاهد
من که آخر نمیتوانم کرد
مردم از حیرت و ترا در عشق
متحیّر نمیتوانم کرد
چه کنم تا تو فهم عشق کنی
سحر ساحر نمیتوانم کرد
چه کنم عاشقی اگر نکنم
چون تو کافر نمیتوانم کرد
ساده دلتر از آب و آینهام
حفظ ظاهر نمیتوانم کرد
گرچه فیّاض دانشم هِر را
فرق از بِر نمیتوانم کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق خود اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند تمامی احساسات و حقیقت عشق را به نمایش بگذارد. او از زاهدی میخواهد که توبهاش را بپذیرد، چون نمیتواند خود را از عشق دور کند. شاعر در حیرت عاشقی به سر میبرد و در تلاش است تا معشوقش مفهوم عشق را درک کند، اما میداند که این کار از توان او خارج است. او خود را ساده و بیسروصدا توصیف میکند و اعتراف میکند که نمیتواند ظاهر خود را حفظ کند. در نهایت، با وجود دانش خود، نمیتواند تفاوتها را در عشقش درست بشناسد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم عشق را به وضوح نشان دهم و راز این احساس عمیق را برای دیگران فاش کنم.
هوش مصنوعی: ای عابد، چه فایده دارد که من دوباره به توبهام فکر کنم، چون در نهایت نمیتوانم آن را انجام دهم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دیگران را از شگفتی و حیرتی که در عشق تو دارم، دور کنم.
هوش مصنوعی: چکار کنم تا تو عشق را درک کنی؟ مثل سحر که کار آن دشوار است، من نمیتوانم چنین کاری انجام دهم.
هوش مصنوعی: چه کار میتوانم بکنم، عاشق هستم و نمیتوانم مانند تو بیاعتنا باشم.
هوش مصنوعی: من دلی پاک و زلال دارم و نمیتوانم خودم را به زحمتی برای جلوهگری و ظاهر سازی تغییر دهم.
هوش مصنوعی: هرچند که من دانشمند و بخشندهام، اما نمیتوانم فرق میان خوب و بد را تشخیص دهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.