گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست
وربگویی در میان رسم جدایی نیست هست
گر گمان داری که خوبان را غم دل نیست هست
ور بگویی هم که کافر ماجرایی نیست هست
گر گمان داری که هجران کمتر از مرگست نیست
ور بگویی کز اجل بدتر جدایی نیست هست
گر تو گویی عشق را از عقل پروا هست نیست
وربگویی عقل اینجا روستایی نیست هست
گر گمان داری که عشق از پارسا دورست نیست
وربگویی عشق مرگ پارسایی نیست هست
گر تو پنداری نگاهش آشنای ماست نیست
ور بگویی در نگاهش آشنایی نیست هست
ای که هرگز نالة زار مرا نشنیدهای
گر گمان داری که جرم نارسایی نیست هست
گر گمان داری که هر چند آفتاب انوری
بیجمالت چشم ما بیروشنایی نیست هست
گر کسی را این گمان باشد که گمراه ترا
با وجود گمرهی صد رهنمایی نیست هست
گر بگویم من که اشکم را روایی هست نیست
ور بگویم ناروایی را روایی نیست هست
ای که گفتی بهترست از دیگران فیّاض ما
ور گمان داری که کمتر از سنایی نیست هست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی عمیق از عشق و دلدادگی است. شاعر از احساس پر شدن عالم از وجود محبوب صحبت میکند و به تنهایی و خلأ ناشی از غیاب او اشاره دارد. او تأکید میکند که اگر چه عواطف و احساسات فراوانی در دلها موج میزند، اما همچنان بر اثر فقدان محبوب، همهچیز تهی شده است. شاعر با اشاره به مجالس و جمعهای مختلف، نشان میدهد که این فضاها نیز تحت تأثیر عشق و جاذبهی محبوب هستند و همه به دنبال جلب توجه و عشق او هستند. بهطور کلی، شعر تصویری از درد و زیبایی عشق را ترسیم میکند که در عین خالی بودن، روح زندگی را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که معشوقان بیوفا نیستند، باید بدانی که در دوران جدایی نیز نشانههایی از وفاداری وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که نیکان دلی غمگین ندارند، اشتباه میکنی. و اگر بگویی که کافران نیز ماجرایی ندارند، همینطور است.
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که دوری از معشوق کمتر از مرگ است، در اشتباهی؛ زیرا جدایی از حیات بدتر از مرگ است.
هوش مصنوعی: اگر بگویی که عشق از عقل هراسی ندارد، درست است؛ و اگر بگویی عقل در اینجا جایی ندارد، نیز حق با توست.
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که عشق با پارسایی و پاکی فاصله دارد و میگویی عشق به معنای از دست دادن پارسایی نیست، اشتباه میکنی. عشق و پاکی میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند.
هوش مصنوعی: اگر فکر کنی که نگاه او برای ما آشناست، این طور نیست؛ اما اگر بگویی در نگاه او چیزی از آشنایی موجود نیست، در واقع چنین نیست.
هوش مصنوعی: ای کسی که هرگز صدای نالهی زار من را نشنیدهای، اگر فکر میکنی که گناه من در کمبودن آوازم نیست، سخت در اشتباهی.
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که هر چند آفتاب روشنی دارد، بدون زیبایی تو، چشم ما بینور و روشنایی نخواهد بود، اینطور نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی فکر کند که با وجود گمراهیات، هیچ راهنمایی نمیتواند تو را به راه بیاورد، مطمئن باش که این دیدگاه نادرست است.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که اشک من داستانی دارد، این حقیقت نیست. و اگر بگویم که بیعدالتی حقیقتی ندارد، باز هم درست است.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی ما بخشندهتر از دیگران هستیم و فکر میکنی که از سنایی کمتر نیستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
بر سر خوبان عالم پادشایی نیست هست
ور چنان دانی که جان پاکبازان را ز عشق
با جمال خاکپایت آشنایی نیست هست
ور گمانت آید که گاه دل ربودن در سماع
[...]
ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
ویکه گوئی درد هجران را دوائی نیست، هست
ایکه گوئی خضر و اسکندر همه افسانه بود
در جهان سرچشمه آب بقائی نیست، هست
اینهمه رخشنده گوهر از کجا گردد پدید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.