|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، سحر به طور طبیعی و ناخودآگاه احساساتش را فریاد میزند و این فریاد برایش شادی به ارمغان میآورد. شاعر از سوختن شمعی میگوید که در واقع نمادی از جوانی و عشق است و به یادآوری عهد و وعدههای جوانی در این حالت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در صبح، دل من به طور طبیعی فریاد میزد و این فریاد، خاطرم را شاد میکرد.
هوش مصنوعی: فایز همچون شمعی در حال سوختن بود، اما به یاد ایام جوانیاش میافتاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانافروز هرمز داد میکرد
به داد خود جهان آباد میکرد
سراسیمه شد و فریاد میکرد
که از دارم چرا آزاد میکرد
گه از هجر گذشته یاد می کرد
به وصلش خاطر خود شاد می کرد
دلش هر گه ز شیرین یاد می کرد
به شکر خاطر خود شاد می کرد
در آن شب ناله و فریاد می کرد
ز بیدادش دمادم داد می کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.