گنجور

 
فتحعلی‌شاه

نگون ز تیر تو اسفندیار بن گشتاسب

اسیر خم کمند تو شبیب شیبانی

تو آن تهمتن شیراوژنی که در عالم

به درگه تو کند اردشیر دربانی

شود به ظلم چو ضحاک در جهان تمثیل

به پیش عدل تو نوشیروان ساسانی

ز بیم سطوت قهرت غزال ضرغام

به دشت همچو شبان می‌کند نگهبانی

هم‌آشیان شده در دولت تو کبک و عقاب

کند به گرگ به عهد میش چوپانی

هزار همچو سکندر به درگهت چاکر

تو آن کسی که تو را نیست در جهان ثانی

بنای عدل نهادی چو در جهان بنیاد

اساس ظلم به عهد تو رو به ویرانی

ملک سپاه و ملک خادم و فلک چاکر

نگاهبان تو پیوسته لطف یزدانی

سنان به دست تو همچون عصا به دست کلیم

کند به خصم تو در روز رزم شعبانی

چو نرد بخت به تو باخت خصم بدگوهر

به ششدر است کنون مهره‌اش ز حیرانی

برای رتبه مه و مهر روز و شب سایند

به خاک درگهت از افتخار پیشانی

سپر به دست تو روز رزم چون بیضا

به سان معجزه دست پور عمرانی

عروس ملک چو برقع گشود در عالم

جهان ز شاهد بخت تو گشت نورانی

نبسته دست قضا صورتی چو تو در دهر

قلم شکسته به پیش مثال تو مانی

غلام شیر خدا پادشاه روی زمین

چو ذوالفقار کند تیغ او سرافشانی

نگین بخت تو را باد تا ابد یارب

عروس ملک به بخت تو باد ارزانی

 
 
گنجور رومیزی
رودکی

مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب

چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟

برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟

که حیف باشد روح القدس به سگبانی

به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم

[...]

قطران تبریزی

مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب

چه آب جویم از جوی خشک یونانی

برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم

که حیف باشد روح القدس به سگبانی

به حُسن صوت چو بلبل مقید نظمم

[...]

امیر معزی

مخوان فسانهٔ افراسیابِ تورانی

مگوی قصهٔ اسفندیارِ ایرانی

سخن ز خسرو و سلطانِ هفت کشور گوی

که خَتْم گشت بدو خسروی و سلطانی

معزِّ دینِ خدای و خدایگانِ جهان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
وطواط

در آمد از غم تو ، ای بخوبی ارزانی

بکار من چو سر زلف تو پریشانی

کنم بطبع فدای تو دیده و دل و جان

که تو عزیزتر از دیده و دل و جانی

بنفشه زلفی و گل خدی و چه می گویم؟

[...]

قوامی رازی

به هرزه بر سر دنیا مشو به نادانی

که چون توئی بچنین کار نیست ارزانی

چو عمر ضایع کردی بر آن پشیمان باش

اگرچه سود ندارد کنون پشیمانی

غم جهانی بر جان خویشتن چه نهی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه