فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۷۱

چو چشم مست تو از می خراب خواهد شد

دلم بر آتش حسرت کباب خواهد شد

بیا بیا که اگر نه ز فرقتت یارا

فلک به بحر سرشکم حباب خواهد شد

ز سینه گر ز فراقت برآورم آهی

سیه ز دود دلم آفتاب خواهد شد

ز آب دیده و از سوز سینه‌ام آخر

سراب قلزم و قلزم سراب خواهد شد

مکن جفا که به روز جزا یقین دانم

که بی‌حساب تو با ما حساب خواهد شد

سرشک دیده چو توفان نوح می‌بینم

حذر کنید که عالم خراب خواهد شد

ز سیل گریه خاقان ز حادثات فراق

دوباره روی زمین غرق آب خواهد شد