مهرت از بهر شکار دل غمگین آمد
شاهبازی ز پی صعوه مسکین آمد
همچو شییرین به سر تربت فرهاد ببین
بعد مرگم ز وفا یار به بالین آمد
چین به چین زلف فکنده به سر دوش مگر
گوییا ترک من از صفحه ماچین آمد
مرغ دل باز گرفتار بلایی گردد
که صدای گذر شهپر شاهین آمد
خواست خاقان که کند شکوه به دل گفت خموش
لب ببند از گله که اغیار ز سخنچین آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.