این نه حسنیست که گویند که حد بشر است
شرح حسنت نتوان کرد غزل مختصر است
از زلیخا بستان جان و بده یوسف گیر
این همه گریه یعقوب برای پسر است
سخن تلخ تو هم لذت دیگر دارد
شهد میریزد از آن لعل که پیشت شکر است
آن که شد از ستمش کشور دلها ویران
پادشاهیست که از مملکتش بیخبر است
به مثل گر به جهان دیده صاحبنظری
با وجود تو به غلمان نگرد بیبصر است
بعد مرگ ار گذری بر سر خاکم گویم
خاک پایی که ز راه تو بود تاج سر است
بیوفایی تو امروز و وفاداری من
داستانیست که در هر دو جهان مشتهر است
دیگران را بنگر جور مکن مهر بورز
آن که پار پری بود کنون جانور است
تا به کی تیغ کشی بر سپرانداختگان
ای که شمشیر تو را سینه خاقان سپر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مسائلی چون زیبایی و عشق میپردازد و حسرت از دست دادن را در دل دارد. شاعر از زیبایی معشوق خود با تعابیر زیبا صحبت میکند و آن را فراتر از توصیف میداند. او به داستانهای عاشقانه و تنهایی افراد مشهور مانند یعقوب و زلیخا اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و دلتنگی جزء لاچاری زندگی است. سپس به ستم و بیخبری قدرتمندان از وضعیت مردمشان انگشت مینهد و به وفاداری و بیوفایی در روابط انسانی اشاره میکند. در نهایت، شاعر میخواهد که دیگران از محبت ورزیدن دریغ نکنند و دربارهی قدرت و خشونت هشدار میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر است
چشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ ما
بسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
[...]
پیش من یکره شعر تو یکی دوست بخواند
زانزمان باز هنوز این دل من پر هسر است
در خانی ز پس اوست و بآنحلقه در است
نتوان گفت کز آنهاست کز آنها بتر است
سرخ مرد است ولی چاره چه دانم چو غر است
سرخ عر نبود در زیر برنگ دگر است
فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است
[...]
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی
مهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماند
[...]
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.