سرزنش نیست مگر بر دل و بر دیده من
با همه خلق جهان چیده و برچیده من
بزمی از بهر تو آراستهام ساقی کو
میش از خون دل و ساغرش از دیده من
قدمی رنجه نما کش دم رفتن آمد
رحم کن بر من و بر این دل رنجیده من
ناصحی خندهزنان گفت مده دل به بتان
وقت آن است که گریند به خندیده من
جورها رفت به خاقان و سزاوارش بود
جز جفا پیست بگو از تو پسندیده من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.